نوجوانان

یکی از دلایلی که ذهن نوجوان ما راجع به اعتقادات مذهبی و ملی دچار شبهه می‌شود این است که وقتی ما از نوجوان حرف می‌زنیم یعنی از تفکر انتزاعی حرف می‌زنیم. کودکان تفکر عینی دارند، هرچیزی را که ببینند می‌پذیرند ولی نوجوان به سطحی از درک رسیده است که توان ساختن دنیای دیگری را در خود می‌بیند. بنابراین، وضع موجود را نقد می‌کند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری پیام خانواده؛ هم‌زمان با حمله وحشیانه آمریکایی_صهیونی به خاک میهن‌مان، مجمع ملی خانواده در راستای افزایش تاب‌آوری خانواده‌ها، سلسله نشست‌های «خانواده و مقاومت» را با سخنرانی اساتید حوزه خانواده در بخش‌های گوناگون و به صورت وبینار برگزار می‌کند. این نشست‌های تخصصی، ویژه کنشگران حوزه خانواده، رابطین و حلقه‌های میانی مجمع ملی خانواده است و شرکت برای عموم هم‌وطنان آزاد است.

نشست چهارم به موضوع «چگونه وطن‌پرستی و دفاع مشروع را جایگزین ترس و اغتشاش‌طلبی نوجوانان کنیم؟» اختصاص داشت و با تدریس خانم دکتر نصیبا مرادی، درمانگر و مشاور خانواده در روز سه‌شنبه ۱۹ اسفندماه برگزار شد. پایان نشست با پرسش‌وپاسخ شرکت‌کنندگان، همراه بود.

ذهن انتزاعی نوجوان وضع موجود را نقد می‌کند

دکتر مرادی صحبت‌های خود را با تاکید بر غیرتمندی ایرانیان و سرگردانی نوجوانان در این غیرت آغاز کرد و افزود: نوجوان ما نمی‌داند انرژی خروشانش را چطور از اغتشاش ذهنی به سازندگی ملی تبدیل کند. این ما هستیم که باید به بچه‌ها هویت بدهیم و بگوییم وطن‌پرستی جزئی از ارکان غیرت است.

وی ادامه داد: یکی از دلایلی که ذهن نوجوان ما راجع به اعتقادات مذهبی و ملی دچار شبهه می‌شود این است که وقتی ما از نوجوان حرف می‌زنیم یعنی از تفکر انتزاعی حرف می‌زنیم. کودکان تفکر عینی دارند، هرچیزی را که ببینند می‌پذیرند ولی نوجوان به سطحی از درک رسیده است که توان ساختن دنیای دیگری را در خود می‌بیند. بنابراین، وضع موجود را نقد می‌کند.

این مشاور خانواده اظهار داشت: دومین دلیل بروز شبهه، بحران اعتماد است. نوجوان بین وعده‌ها و واقعیت‌ها تعارض می‌بیند و دچار بحران اعتماد می‌شود که نقطه عطف آن خانواده است. وقتی پدر یا مادر با چهارچوب ارزشی خود به فرزند می‌گوید به مسائل اخلاقی پایبند باش ولی وقتی تلفن زنگ می‌خورد و پدر اشاره می‌کند که بگو من نیستم، نوجوان اعتماد خود را به صداقت از دست می‌دهد.

نصیبا مرادی سومین دلیل تولید شبهه در ذهن نوجوان را عاملیت جنسی دانست و گفت: نوجوان می‌خواهد احساس کند در سرنوشت خود، خانواده و وطنش سهیم است. او بلد نیست مسئولیت‌پذیری را اعمال کند و قدرتش را به رخ بکشد، به همین خاطر، نه می‌گوید، نقد می‌کند ولی دیده و شنیده نمی‌شود، پس به فضای مجازی پناه می‌برد. رسانه دشمن، طبق ذائقه نوجوان به او خوراک می‌دهد و او را می‌بیند، نوجوان هم دستورات او را اجرا می‌کند. ما باید دغدغه نوجوان معترض را به هویت وطن‌پرستی تبدیل کنیم.

اضطراب، دغدغه، خیابان

وی افزود: نوجوان ما دغدغه اقتصادی دارد. ترس از بیکاری که اگر درس بخوانم ولی آخر هم در اسنپ کار کنم چه؟ ترس از رفاه دارد حتی اگر رفاه نسبی داشته باشد. خودش را با بلاگرها مقایسه می‌کند و عجول بودنش برای رسیدن به خواسته‌ها، او را به خیابان می‌کشاند. نوجوان ترس از تلاش بیهوده دارد. می‌گوید پدرم این همه سال، کار کرده ولی خانه ندارد و نمی‌تواند نیاز خانواده را برطرف کند. نوجوان ما تورم لحظه‌ای را تجربه می‌کند و این تورم، او را مضطرب کرده و برایش دغدغه ایجاد می‌کند و برای دغدغه‌هایش به خیابان می‌آید.

متخصص حوزه نوجوانان ابراز داشت: نوجوان ما ترس از مهاجرت دوستانش را دارد. فکر می‌کند راه رهایی، مهاجرت است ولی توان رفتن ندارد، پس به خیابان می‌آید. او شبهه عدالت دارد، می‌پرسد ما کشور ثروتمندی هستیم ولی چرا در رفاه نیستیم؟ او می‌گوید کمبود تفریح دارم و تفریحاتم در کافه‌گردی و پاساژگردی خلاصه شده است. شکاف نسلی و نفهمیدن زبان نسل زد آزارش می‌دهد. نوجوان، دغدغه قضاوت شدن دارد. ما مدام او را به خاطر لباسش، طرز حرف زدنش، سلیقه موسیقی‌اش و بسیاری از انتخاب‌هایش مورد قضاوت قرار داده‌ایم.

وی با اشاره به تضاد ارزش‌ها در پیرامون نوجوان، ادامه داد: نوجوان، چیزی که در مدرسه یاد می‌گیرد با چیزی که در خیابان و ماهواره می‌بیند در تضاد است و همین، او را به ورطه نابودی می‌برد. اگر خاطرتان باشد، در دوران کرونا، بچه‌ها سوره‌ای از قرآن را می‌خواندند و به صورت مجازی برای معلم‌ها ارسال می‌کردند که این کلیپ‌ها بسیار وایرال شد. آنجا می‌دیدیم که خود والدین هم بلد نبودند قرآن بخوانند ولی بچه مجبور بود برای نمره بخواند و یاد بگیرد.

خانم مرادی ادامه داد: نوجوان ما دغدغه محیط زیست و حقوق حیوانات دارد. دغدغه سیاسی اعم از فساد اداری و اختلاس و عدم مشارکت اقشار مختلف جامعه در سیاست‌گذاری‌ها دارد. ترس از برخوردها دارد و ذهن نقادش اجازه نمی‌دهد فریم قبل و بعد از قاب ایستادن پلیس در مقابل معترض را ببیند، پس همان قاب را معیار قرار می‌دهد. نوجوان ما تاریخ تحریف‌شده مصرف کرده است. خارجی‌ها از اپوزیسیون برایش قهرمان ساخته‌اند در حالی که ما از داخل، الگوی خوبی برایش نساختیم. چقدر جای کارهای به ظاهر ساده‌ای مثل آهنگ رضا صادقی که از داش آکل و قیصر خوانده در جامعه ما خالی است. اینها قهرمانان نسل قبل هستند اما اصطلاحاتش برای نوجوان امروز جذاب است.

وی قهرمان‌سازی موقت را از ضعف‌های دست‌اندرکاران فرهنگی دانست و گفت: جا دارد ما روانشناس‌ها روی شخصیت حاج قاسم کار کنیم‌ و محبوبیت او را مورد بررسی قرار بدهیم. قهرمان‌های زیادی در کشور داریم اما در بازه زمانی کمی قهرمان می‌مانند. الان دختران میناب قهرمان هستند اما تا کی؟ قهرمان نگه داشتن قهرمانان هم مهم است. فقط نباید اصرار بر تعدیل فرم‌ها و روش‌های پیشین داشته باشیم، گاهی لازم است از اول بکوبیم و بسازیم. من ترانه‌ای با موضوع حجاب و به سبک رپ نوشتم اما مجوز پخش نگرفت.

گشودگی رادیکال داشته باشیم

این درمانگر با غنیمت دانستن روزهای جنگ برای تبیین مفهوم امنیت، ابراز داشت: بچه‌ها دوست دارند شخصیت مبارز و ناجی داشه باشند. از بازی‌های کامپیوتری بزن‌بزن دیگران فقط کپی نکنیم، با توجه به دغدغه‌های به حق نوجوانان، بازی‌های مختلفی طراحی کنیم. خانواده‌ها کمبود محبت نوجوان را جبران کنند و وقتی برای مهرورزی اختصاص بدهند. نوجوانی که در خانه دیده نمی‌شود خشم‌اش را روی نمادهای پرچم خالی می‌کند. والدین نمی‌توانند جواب تعارض دینی فرزندان را بدهند چون خودشان مطالعه ندارند. اگر نوجوان سوالی دارد که جوابش را نمی‌دانید باهم وقت بگذارید و پاسخ را پیدا کنید. نوجوان ذهن پویاتری دارد، فقط باید درست هدایت بشود و یاد بگیرند درست نقد کنند.

دکتر نصیبا مرادی بعد از شرح چرایی اغتشاش‌طلبی نوجوانان به ارائه راهکار پرداخت و گفت: گشودگی رادیکال داشته باشیم. یعنی نوجوان، نقدها را در خانواده بگوید و برچسب ضددین و ضدانقلاب نخورد. برایش اتاق امن ایجاد کنیم. راهکار بعدی، تفکیک نقد از نفرت است. یاد بدهیم اگه از مدیر، رهبر یا مسئولی ناراضی هستی، دلیل نمی‌شود به دشمن بگویی بیا کشورم را بمباران کن. نفرت را تبدیل به نقد کنیم زیرا نقد جای تحلیل دارد.
راهکار دیگر این است که تاریخ‌خوانی بدون روتوش داشته باشیم. بچه‌های ما با تاریخ بیگانه هستند. فیلم‌های تاریخی خوب که تکرار مکررات نباشد بسازیم مثل فیلم جذاب جیران که طبق آمار بیشتر مخاطبانش ۱۲ تا ۱۹ سال داشتند.

وی افزود: از سواد رسانه‌ای معکوس استفاده کنیم. می‌گوید توریست‌ها از ایران خرید می‌کنند چون برایشان می‌صرفد، بگویید چرا فکر نمی‌کنی جنس ایرانی خوب است که می‌خرند. از موسسه رویان برایشان بگویید که از کشورهای خلیج فارس برای استفاده از خدماتش به ایران می‌آیند. راهکار دیگر، تقویت پیوند با نمادها است. پرچم یک نماد هویت ملی هست نه فقط سیاسی. بیاییم از قهرمانان ناشناخته و غیرسیاسی که در حاشیه ماندند الگوسازی کنیم. مثل دهقان فداکار یا اخوان ثالث که منتقد انقلاب بود اما رهبر شهیدمان بسیار بر آثارش تسلط داشت و او را می‌شناخت. نام‌گذاری چالش نوجوانان هم از دیگر راهکارهاست؛ به جای اغتشاشگری بگوییم بحران هویت. من نمی‌گویم بی‌چون‌وچرا حرف نوجوان را بپذیریم، می‌گویم بلد باشیم نقدشان رو جواب بدهیم.

دکتر مرادی در پایان نشست و در پاسخ به سوال "چطور مسئولان زیربط را توجیه کنیم؟" بر لزوم حرکت عمومی و کنشگری مردم تاکید کرد و گفت: ما باید خودمان دست به کار بشویم. از نوجوانان فامیل و کسانی که دوروبرمان هستند شروع کنیم. لزوما هم کار کلان اجتماعی نمی‌خواهد. به نوجوان حس دیده شدن و حس ارزشمندی بدهیم، ازش کمک بخواهیم، با او بازی مورد علاقه‌اش را انجام بدهیم، نظر و نقدش را بشنویم.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 16 =

آخرین‌ها