کد خبر: 25035
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۷
مریم میرزایی

«مرضیه نبوی نیا» در جریان حمله تروریست‌ها به درمانگاه امام سجاد(ع) به شکل دلخراشی به شهادت رسید.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده، پرستار فداکاری که با جانش در مقابل دشمنان ایستاد و امروز با پرچمی به بلندای وطن در کنار تمام شهدای تاریخ نامش می‌درخشد. برای اعلام اینکه گفته شود خط قرمز ما نظام جمهوری اسلامی ایران است همان سرزمینی که حاج قاسم آن را حرم نامید «شهیده مرضیه نبوی‌نیا» فراتر از یک نام، تجلی‌ای از ایمان، استقامت و فداکاری است زندگی‌اش، داستانی از ایستادگی در برابر نابرابری‌ها و تلاش بی‌وقفه برای خدمت به هم‌وطنان بود که در بحبوحه‌ جنگ و آشوب، با قلبی سرشار از یقین و کوله‌ باری از قرآن، به میدان نبرد گام برداشت.

دل‌نگرانی‌ها و رضایتی بی‌ اندازه

«مریم میرزایی» مادر شهیده نبوی‌نیا در گفتگو با خبرنگار مهر با صدایی لرزان از داغ فرزندش گفت: مرضیه پنجمین و آخرین فرزندم بود ،بسیار از او راضی هستم. او دختری درس‌خوان، مهربان، مظلوم و با اخلاق بود.

مادر شهیده با اشاره به تحصیل و عقاید دخترش افزود: در مدرسه شاهد درس می‌خواند و با اشتیاق فراوان در رشته مامایی پذیرفته شد. انس ویژه‌ای با قرآن داشت، اقامه نمازش سر وقت بود و با شور و شوق به هیئت‌ ها و مراسم های مذهبی می‌رفت.

وی ادامه داد: در دوران کرونا، طرحش را در بیمارستان الزهرا گذرانده بود و پس از آن با عشق و علاقه در درمانگاه امام سجاد (ع)مشغول به کار شد.

میرزایی با بیان اینکه همه کارها را با جان و دل انجام می‌داد، گفت: پرستاری را بسیار دوست داشت؛ از تزریقات گرفته تا گرفتن نوار قلب همه از او راضی بودند و دوستان زیادی داشت.

مادر شهیده نبوی نیا از زمان اطلاع از وقوع حادثه گفت و افزود: به من گفته بودند پایش آسیب دیده است وقتی به آنجا رفتیم، ظهر شده بود و (دیگر توان گفتن نداشت).

وی آخرین دیدارشان را چنین روایت کرد: من و پدرش دچار آنفلوانزا شده بودیم، به حدی شدید که در بیمارستان بستری شده بودم، شهیده برای رسیدگی به من در بیمارستان حاضر شد و به امور خانه نیز رسیدگی می‌کرد.

میرزایی افزود: وقتی به خاطر وضعیت این روزها به او گفته بودم سر کار نرود، او پاسخ داده بود که کارش را دوست دارد. وقتی به او وقایع خشکبیجار را گفته بودم، باز اصرار داشت در محل کارش حاضر شود و به مردم خدمت کند.

مادر شهیده نبوی نیا از وابستگی همسر و دختر شهیده گفت و ادامه داد: همسرش هر روز در مزار شهدا است و فرزندش به شدت به او وابسته است، زینب نوه پنج ساله ام خواب دیده که مادرش برایش نقاشی قشنگ کشیده است.

وی با در آغوش کشیدن قاب عکس دخترش با قلبی شکسته اما سرشار از ایمان، از خداوند متعال طلب شفاعت برای دخترش کرد و با صدایی لرزان گفت: از درگاه حق می‌خواهم که او را در رحمت خود جای دهد. از او می‌خواهم که به ما بویژه زینبش صبر و تحمل عطا کند تا بتوانیم این غم بزرگ را تحمل کنیم.

مرضیه دختربا ایمانی که به وظیفه پایبند بود

«محمد نبوی‌ نیا» پدر شهیده نبوی نیا با صدایی آرام و پر از اندوه گفت: مرضیه دختر کوچک خانواده و ۳۱ سال بیشتر نداشت، در دوران تحصیل دانش‌آموز خوبی بود، با الگو گرفتن از مادرش اهل حجاب و نماز اول وقت بود.

پدر شهیده با افتخار از مانوس بودن شهیده مرضیه با قرآن گفت و تصریح کرد: مرضیه چند سالی بود آموزش حفظ قرآن را به صورت مجازی شروع کرده بود و در برنامه‌های مختلف مذهبی و در تمام مجالس شهدا با دوست و یا همسرش شرکت می‌کرد.

وی از قبولی اش در ۲ رشته داروسازی و مامایی گفت و افزود: در دانشگاه رشت که دولتی بود در رشته مامایی به تحصیل پرداخت. به دلیل عدم به کارگیری در رشته تخصصی‌اش، تصمیم گرفت به امور پرستاری بپردازد و تقریبا یک سالی بود که در درمانگاه مشغول به کار شده بود و می‌گفت حضور در این درمانگاه را دوست دارم.

وی ادامه داد: خدمت را از وظیفه‌اش می دانست و فقط می گفت باید به سر کار برود. در جنگ ۱۲ روزه نیز گفته بود: هرچند خطرناک است، اما هرچه خدا بخواهد.

نبوی نیا این اقدام دشمن را اقدامی پست و شوم دانست و گفت: دشمن با فریب جوانان ما پستی ، حقارت و خباثت خودرا نشان داده است.

وی همچنین با اشاره به عمل ناجوانمردانه فریب خوردگان اضافه کرد: خیانت به وطن خیانت کردن به انسانیت است جوانانی که گوش به فرمان دشمن شدند برای تخریب، حمله به هموطن که شهادت را در پی داشته باید به سزای عمل خود برسند.

فراتر از وظیفه و تکلیف در جستجوی رضای الهی بود

«مجید نبوی‌نیا» برادر شهیده نبوی نیا در گفتگو با خبرنگار مهر با صدایی بغض آلود از تفاوت خواهرش با دیگر اعضای خانواده سخن گفت و ادامه داد: در میان وظایف و تکالیف روزمره، مرضیه، فراتر از آن بود؛ او در جستجوی بی‌وقفه‌ رضای الهی، گام‌هایی فراتر از واجبات برمی‌داشت و به مستحبات و اعمال نیک، دل می‌داد.

وی افزود: مرضیه، بانویی بود که با ایمانش، نور می‌تاباند. اهل نمازهای اول وقت، نماز جمعه، زیارت و ادعیه بود و روزه‌های مستحبی را با اشتیاق می‌گرفت. تفریحاتش نیز، سفری به سوی معبود بود؛ در هر برنامه سفرش، حتماً یک زیارت مذهبی، چون گوهری درخشان، می‌درخشید.

برادر شهیده با یادآوری لحظات تلخ اطلاع از واقعه، صدایش لرزید و گفت: خبر شوم حادثه با شنیدن هیاهوی رشت، چون ضربه‌ای بر قلبمان خورد و فهمیدیم اتفاقی ناگوار افتاده و درمانگاه امام سجاد (ع)، در آتشی سوزان، فرو رفته است.

وی ادامه داد: پس از تلاش‌های مکرر و تماس‌های بی‌پاسخ با دامادمان، سرانجام از برادر دامادم، حقیقت را شنیدم و به خانواده نیز اطلاع دادم‌.

نبوی نیا عمق این فاجعه را دیدن تابوت کوچک خواهرش بیان کرد و گفت: وقتی برای وداع در محل حاضر شدیم، صحنه‌ای دردناک، قلبمان را به درد آورد؛ تابوت کوچک خواهرم بود که عمق فاجعه را به ما نشان داد.

وی گفت: مرضیه جان، تو فرشته‌ای بودی که در آسمانِ ایمان، می‌درخشیدی ما قدر این فرشته را ندانستیم و تو را از دست دادیم.

شهیده نبوی نیا همکاری متعهد، دلسوز با ایمانی راسخ بود

«فاطمه جعفرپور» دوست و همکار شهیده نبوی نیا در گفتگو با خبرنگار مهر از چگونگی حضور و جذب شهیده در درمانگاه امام سجاد (ع)گفت و اظهار کرد: این درمانگاه برای جبران کمبود نیرو طی فراخوانی از شهیده نبوی نیا دعوت به همکاری کرد.

وی با اشاره به تعهد و مسئولیت پذیری شهیده گفت: طی پیامکی اعلام کرد که ۴ تا ۱۸عصر برایش شیفت بگذارم، گذاشتم.

جعفرپور با اشاره به وقایع روز حادثه ادامه داد: ساعت ۴ عصر خداحافظی کردم و رفتم. ساعت ۱۰ شب یکی از همکاران زنگ می‌زند و می‌گوید به درمانگاه حمله کرده اند. به مرضیه زنگ زدم، گفتم کجایی؟! گفت طبقه ۸ هستیم، طی تماس با دیگر همکاران جویای حال آن ها و وضعیت آنجا شدم ، مجدد با مرضیه تماس گرفتم، توان صحبت نداشت با صدای خفه و سرفه های پی درپی به من گفت حلالم کن.

وی افزود: وقتی برای کمک به آتش نشانی تماس گرفتم، گفتند از حادثه اطلاع دارند اما راه ها بسته است و در تلاش برای حضور در محل درمانگاه هستند تا اینکه ساعت ۳ شب با یکی از همکاران صحبت کردم که خبر شهادت مرضیه را دادند.

دوست و همکار شهیده نبوی نیا اظهار کرد: بسیار متعهد، دلسوز، اهل نماز اول وقت، حافظ قرآن و مقید به اصول و اخلاق اسلامی بود. با حضرت زهرا (س) انس داشت. هرحاجتی داشت به حضرت زهرا (س) متوسل می‌شد. چله دعای عهد می‌خواند و می‌گفت: «حضور من در این درمانگاه از سوی چله حضرت زهرا (س) است». خیلی خوشحال بود اینجا بود.

جایگاه ویژه در دل‌ها و رفتن به سوی شهادت

وی با بیان اینکه شهیده نبوی نیا برای شهدا جایگاه ویژه ای قائل بود، گفت: در گفتگوهای که داشتیم تعریف می کرد به اتفاق همسرش روز عروسی باهم به مزار شهدا رفته بودند.

اوج خباثت تروریست ها آنجاست که علاوه بر آشوب، حمله به مرکز درمانی و آتش سوزی، مانع حضور نیروهای امدادی تا ساعتی بعداز حادثه نیز شدند؛ شهادت شهیده نبوی نیا نه تنها پایان راه نیست، بلکه نقطه‌ عطفی در تاریخ پرافتخار این سرزمین است.

چادرش، همچون سپری نورانی، او را در برابر بلاها محافظت می‌کرد و سرانجام در راه دفاع از ارزش‌های الهی، به دیدار معبود شتافت و مزد جهادش را گرفت.

شهادت این بانوی فداکار، باید چراغ راهی برای همه‌ ما باشد؛ الگویی برای زیستن در راه درست و هدایت به سوی کمال. این شهادت، به دشمنان این مرز و بوم، نشان خواهد داد که ملت ایران، ملتی است که در راه ایمان و وطن، از فداکاری و شهادت هراسی ندارد؛ ملتی که با خون شهدا، تاریخ خود را با حروف زرین نوشته است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 0 =