کد خبر: 4545
تاریخ انتشار: ۲۵ تیر ۱۴۰۰ - ۱۶:۰۶
هادی سروش

پیام خانواده - حجت الاسلام هادی سروش به بهانه ماه ذیحجه و حضور موسی در طور سینا در مطلبی با عنوان موسی (ع) و فرصتی برای «موسوی مشرَب» شدن این گونه آورده است:

حالات متفاوت پیامبران
انبیاء الهی دارای اختلاف در برکات معنوی بوده اند ؛ یکی از آن انبیاء اولوالعزم حضرت موسی (ع) است که دارای ورق های آسمانی بنام الواح ، و نیز قدرت تکلم با حق تعالی داشت. و این مقام بسی عظیم است .
به تعبیر حضرت استادمان آیت الله جوادی آملی ؛ حیف از این موسی که گرفتار یهود و بنی اسرائیل شد و هم اکنون هم میباشد!

آیا میتوان به حالات پیامبران آراسته شد؟
از حرف های مهم شیخ اکبر جناب ابن عربی در فصوص الحکم این است که :
انسانی که مشرّف به دین اسلام است در واقع همه ادیان الهی را در دینِ خود جمع دارد . و برای تحقق کمالات انبیاء گذشته در نفس خویش باید به آداب و عبادات و معارفی که انبیاء گذشته داشته اند توجه وافر کند .
آیت الله استاد حسن زاده میفرمود : شیخ ابن عربی خواسته به ما تعلیم فرماید که با توجه آئین توحیدی ابراهیم (ع) ابراهیمی مشرَب ، و با توجه به آئین و سخنان حضرت نوح ، نوحی مشرب شویم ، و همینطور حضرت موسی و حضرت عیسی که تا موسوی مشرَب و عیسوی مشرَب شویم و باشیم.

معنای مشرَب
مشرَب آن محلی است که چشمه ای در آن قرار دارد و انسان تشنه را از یک شربِ گوارا سیراب میکند.
در کلمه شُرب و مشرَب یک معنای لطیف عرفانی خوابیده که حکایت از دریافت فیوضات الهیه دارد که به آدمی بر اساس داشته های معنوی او و حالات خوبش به او میدهند .
در این مقاله در پی بازشناسی حالات معنوی و ملکوتی جناب موسی (ع) هستم تا بتوانیم ما هم به قدر استعداد معنوی مان با الگوگیری از ان پیامبر اولوالعزم ، سیراب شویم‌.
اگر چنین شود ، به تعبیر عارف بزرگ ابن عربی ؛ موسوی مشرَب شده ایم .

آیا میتوان موسوی مشرَب شد؟
اگر یهود پیروان ظاهری حضرت موسی هستند ، اما هر کسی که در دین خاتم (ص) بتواند حالات خوش و اخلاق و باورهای موسای کلیم (ع) را در خود پیاده کند ، موسوی مشرَب است و از همه چشمه ای که خدا به موسی کرامت کرد به او هم لطف میفرماید.
مهم پیاده کردن حالات و اخلاق و باورهای موسای کلیم درجان و باطن است.
پس اجازه دهید بر اساس احادیث قدسی کمی به آن شخصیت بزرگ الهی نزدیک شویم و بعد برای رسیدن کمال ، از آن استفاده کنیم .

قابلیتِ معنویِ موسی(ع)
موسی (ع) دارای برکات معنوی و اختصاصی است .وخوددارای سِّری است و آن اینکه ؛ نفس هر انسانی براساس ذات خدادادی که عارفان از آن به عین ثابت نام برده اند ، دارای استعداد ویژه ای میباشد و بر اساس آن استعداد به نقاطی از رشد و کمال دست پیدا میکند .
موسای کلیم (ع) دارای چنین استعداد ملکوتی بود و با رشد اخلاقی و معنوی و عقلانی توانست آن استعداد مکتوم در ذات خود را به ظهور رسانده و برکات آسمانی را دریافت کند.
عبادات موسای کلیم در طورسینا و خصوصا چله گیری او از اول ماه ذیقعده تا دهم ذیحجه ، او را به آن نقطه بالای عرشی رساند.
پیامبر اسلام (ص) در دهه آخر رمضان درحالت خلوت و انزوا و اعتکاف میرود و قرآن را تلقی میکند .
ولی حضرت موسی ماه ذی القعده و خصوصا دهه اول ذیحجه را به کوه سر میگذارد وفقط مشغول عبادت میشود بگونه ای که به تعبیر رسول معظم اسلام (ص) ؛ در طول این مدت نه خوابی داشته و نه خوراکی ، و فقط از برکات میهمانی خدا مستفیض میشود و سر انجام “الواح” را از فرشته وحی میگیرد.

موسی و شرط میهمانی خدا
برای ورود موسای کلیم به جایگاه مقدس ، به او امر شد تا کفش از پا در آورد؛
إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی ترجمه: همانا من پروردگار تو هستم پس کفش خود را بیرون. (طه/۱۲)
این مقام ، مقام حضور در محضر رب العالمین است . حضرت پیامبر (ص) فرمود: زمانی‌که از ناحیه‌ی درخت به موسی ندا داده شد: فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ؛ به سرعت اجابت کرد و لبّیک را تکرار کرد و گفت: «من صدای تو را می‌شنوم و حضورت را حس می‌کنم ولی جای تو را نمی‌بینم. توکجایی»؟ خدای متعال پاسخ داد: «من بالای سر تو و پایین تو و روبروی تو و پشت سرت هستم. به تو احاطه دارم و از خودت به تو نزدیک‌ترم
الرّسول (ص)- إِنَّ مُوسَی (ع) لَمَّا نُودِیَ مِنَ الشَّجَرَهًِْ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ أَسْرَعَ الْإِجَابَهًَْ وَ تَابَعَ التَّلْبِیَهًَْ وَ قَالَ إِنِّی أَسْمَعُ صَوْتَکَ وَ أُحِسُّ وَجْسَکَ وَ لَا أَرَی مَکَانَکَ فَأَیْنَ أَنْتَ فَقَالَ أَنَا فَوْقَکَ وَ تَحْتَکَ وَ أَمَامَکَ وَ خَلْفَکَ وَ مُحِیطٌ بِکَ وَ أَقْرَبُ إِلَیْکَ مِنْ نَفْسِکَ.»(عوالی اللآلی؛ ج۱، ص۱۱۹)

آیا مقصود فقط کفش بود یا مسئله دیگری مطرح است؟روایاتی مطرح است که با توجه به آنها میتواند با دید وسبع تری به آیه “فاخلع نعلیک” معرفت پیدا کرد.
در روایتی آمده: «منظور از فاخلع نعلیک این است که دو ترس و وحشت را از خود دور کن: خوف از این که خانواده ات که مورد علاقه تو است در این بیابان از بین برود، و خوف از فرعون ؛  فَأخْلَعْ نَعْلَیْکَ أَیْ خَوْفَیْکَ: خَوْفَکَ مِنْ ضِیاعِ أَهْلِکَ وَ خَوْفِکَ مِنْ فِرْعَوْنَ »
سعد بن عبدالله گوید از حضرت بقیه الله امام مهدی در مورد آیه: فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ المُقَدَّسِ طُویً پرسیدم، چون همه‌ی فقها معتقدند که جنس آن‌ها از پوست مردار بوده است». امام مهدی (عج) فرمود: «هرکس چنین حرفی را زده باشد به تحقیق بر موسی افترا زده است و او را در نبوّتش زیر سؤال برده است.. سپس گفتم: «ای مولای من تأویل این دو را برایم بگو»؟ پس فرمود: «موسی در یک مکان مقدس قرار داشت، و عرضه داشت : «خداوندا من محبّت به عشقم را مختص به تو کردم و قلبم را از هر آنچه که غیر از تو باشد پاک کردم». و موسی آن موقع خانواده‌اش را زیاد دوست داشت. خداوند به او فرمود: «فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ یعنی عشق به خانواده‌ات را از قلبت بیرون کن اگر واقعا عشق تو به من خالص است و قلبت به غیر از من اشتیاقی ندارد».
إِنَّ مُوسَی (ع) کَانَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ فَقَالَ یَا رَبِّ إِنِّی أَخْلَصْتُ لَکَ الْمَحَبَّهًَْ مِنِّی وَ غَسَلْتُ قَلْبِی عَمَّنْ سِوَاکَ وَ کَانَ شَدِیدَ الْحُبِّ لِأَهْلِهِ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ أَیِ انْزِعْ حُبَّ أَهْلِکَ مِنْ قَلْبِکَ إِنْ کَانَتْ مَحَبَّتُکَ لِی خَالِصَهًًْ وَ قَلْبُکَ مِنَ الْمَیْلِ إِلَی مَنْ سِوَایَ مَشْغُولًا الْخَبَرَ. (الاحتجاج؛ ج۲، ص۴۶۳)

موسوی مشرَبان و دوری از دنیا
امام صادق (ع) فرمود: روزی موسی مشغول موعظه اصحابش بود که مردی بلند شد و پیراهن خود را پاره کرد! خداوند وحی فرستاد: ای موسی به او بگو پیرهنت را پاره نکن، “ولی قلبت را برای من بگشا!
سپس امام صادق(ع) فرمود:موسی  به یکی از اصحابش گذر کرد در حالی که او سجده کرده بود. موسی کارش را انجام داد و برگشت باز آن مرد را در حال سجده دید، موسی به او گفت: اگر حاجتت به دست من بود حتما آن را برایت برآورده می کردم. خداوند وحی فرستاد: ای موسی اگر آنقدر سجده کند تا گردنش بیفتد حاجتش را برآورده نمی کنم تا اینکه از آنچه که بد می دارم به آنچه که دوست دارم متحول شود.
بَیْنَا مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ یَعِظُ أَصْحَابَهُ إِذْ قَامَ رَجُلٌ فَشَقَّ قَمِیصَهُ فَأَوْحَی اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا مُوسَی قُلْ لَهُ لاَ تَشُقَّ قَمِیصَکَ وَ لَکِنِ اِشْرَحْ لِی عَنْ قَلْبِکَ ثُمَّ قَالَ مَرَّ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ بِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ فَانْصَرَفَ مِنْ حَاجَتِهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ عَلَی حَالِهِ فَقَالَ لَهُ مُوسَی لَوْ کَانَتْ حَاجَتُکَ بِیَدِی لَقَضَیْتُهَا لَکَ فَأَوْحَی اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ یَا مُوسَی لَوْ سَجَدَ حَتَّی یَنْقَطِعَ عُنُقُهُ مَا قَبِلْتُهُ حَتَّی یَتَحَوَّلَ عَمَّا أَکْرَهُ إِلَی مَا أُحِبُّ . (کافی ج ۸  ح ۹۸)

و دروایت دیگری آمده موسی بر شخصی عبور میکرد و دید حال بدی دارد .. موسی دلش سوخت و به خدا عرضه داشت ؛ این بنده توست که شدید گریان است ! خطاب آمد : اگر همچنان گریان باشد که باعث مرگش هم شود تا وقتی که دنیا در دل او جای دارد پاسخی نخواهد شنید !
وَ مَرَّ مُوسَی بِرَجُلٍ وَ هُوَ یَبْکِی وَ رَجَعَ وَ هُوَ یَبْکِی فَقَالَ یَا رَبِّ عَبْدُکَ یَبْکِی مِنْ مَخَافَتِکَ فَقَالَ یَا اِبْنَ عِمْرَانَ لَوْ نَزَلَ دِمَاغُهُ مَعَ دُمُوعِ عَیْنَیْهِ وَ رَفَعَ یَدَیْهِ حَتَّی تَسْقُطَا لَمْ أَغْفِرْ لَهُ وَ هُوَ یُحِبُّ اَلدُّنْیَا.(مجموعه ورام)
در حدیث دیگری از قول امام زین العابدین(ع) منقول است که موسی در طول یک هفته دید فردی به شدت ناله و دعا و تضرع دارد ! موسی از خدای متعال خواست پاسخ به این بنده اش دهد ؟ خدا به موسی فرمود : اگر این فرد همچنان ناله کند و شدت تضرع زبانش بند آید ، مورد قبول نیست مگر اینکه از آن راهی که به او نشان داده ام به من مراجعه کند.
مرّ موسی بِرَجُلٍ وَ هُوَ رَافِعٌ یَدَهُ إِلَی اَلسَّمَاءِ یَدْعُو اَللَّهَ فَانْطَلَقَ مُوسَی فِی حَاجَتِهِ فَبَاتَ سَبْعَهَ أَیَّامٍ ثُمَّ رَجَعَ إِلَیْهِ وَ هُوَ رَافِعٌ یَدَهُ إِلَی اَلسَّمَاءِ فَقَالَ یَا رَبِّ هَذَا عَبْدُکَ رَافِعٌ یَدَیْهِ إِلَیْکَ یَسْأَلُکَ حَاجَتَهُ وَ یَسْأَلُکَ اَلْمَغْفِرَهَ مُنْذُ سَبْعَهِ أَیَّامٍ لاَ تَسْتَجِیبُ لَهُ قَالَ فَأَوْحَی اَللَّهُ إِلَیْهِ یَا مُوسَی لَوْ دَعَانِی حَتَّی یَسْقُطَ یَدَاهُ أَوْ یَنْقَطِعَ لِسَانُهُ مَا اِسْتَجَبْتُ لَهُ حَتَّی یَأْتِیَنِی مِنَ اَلْبَابِ اَلَّذِی أَمَرْتُهُ . (المحاسن / ۲۲۴)

درباره حالات موسی
آنچه در مقطع نخست برای “موسوی مشرَبان” که پیروان معنوی موسای کلیم هستند ضرورت دارد ، شناسائی حالات حضرت موسی است تا بتواند او را الگو قرار داده و نهایتا از برکاتی که خدا نصیب آن پیامبر بزرگ نمود ، بهره ای داشته باشند.

۱) موسی اهل خلوت و مناجات است .
در بسیاری از روایات که گفتگوی او با خدا را ترسیم نموده حاکی از “ذکر و خلوت او با خدا را دارد.
او چنان مشتاق لقاءالله است که طبق نقل قرآن از خدا طلب شهود دارد :”رب ارنی انظر الیک” . (اعراف/۱۴۳)
گرچه برخی مفسرین این طلب را به طلب قوم موسی معنا کرده اند ، اما چنین نیست و به ظاهر آیه و تصریح محقق طوسی و علامه حلی ، این طلب و درخواست خودِ موسی است. (تجرید الاعتقاد /۲۹۷)
این روایت را ملاحظه کنید ؛
عن أبی حمزه الثمالی، عن أبی جعفر، علیه السّلام، قال: مکتوب فی التّوراه الّتی لم تغیّر أن موسی سأل ربّه فقال: یا ربّ، أ قریب أنت منّی فأناجیک، أم بعید فأنادیک؟ فأوحی الله عزّ و جلّ إلیه، یا موسی، أنا جلیس من ذکرنی. فقال موسی، فمن فی سترک یوم لا ستر إلّا سترک؟ فقال: الّذین یذکروننی فأذکرهم و یتحابّون فیّ فأحبّهم، فأولئک الّذین إذا أردت أن أصیب أهل الأرض بسوء، ذکرتهم فدفعت عنهم بهم.‌‎
ترجمه «ابو حمزه ثمالی حدیث کند از حضرت باقر، علیه السلام، که فرمود نوشته شده است در توراتی که تغییر ننموده: همانا موسی سؤال کرد پروردگار خود را، پس گفت: «ای پروردگار من، آیا نزدیکی تو به من تا مناجات کنم تو را، یا دوری تا صدا زنم تو را؟» پس وحی کرد خدای عزّ و جلّ به سوی او: «ای موسی، من همنشین کسی هستم که یاد کند مرا.» پس [سؤال ] کرد موسی: «کیست در پناه تو روزی که پناهی نیست مگر پناه تو؟» فرمود: «آنها که یاد می کنند مرا، پس من یاد می کنم آنها را، و با هم دوستی می کنند در راه من، پس دوست دارم آنها را. این ها آنان اند که وقتی بخواهم به اهل زمین بدی رسانم، یاد آنها کنم، پس رفع کنم آن را از آنان به واسطه آنها.»‏(کافی۴۹۶/۲)
امام راحل این حدیث را در کتاب اربعین حدیث خود در حدیث ۱۸ قرار داده و آن را شرح فرموده .
موسوی مشرَبان اهل مناجات و درخواست لقاء الله و شهود اسماء و صفات الهیه هستند.
امام جعفر صادق (ع) فرمود:هنگامی که حضرت موسی با خداوند مناجات می کرد، خداوند فرمود: ای فرزند عمران، دروغ می گوید کسی که خیال می کند مرا دوست دارد وقتی که شب شد می خوابد. زیرا نباید هر دوستداری خلوت کردن با حبیب را هم دوست بدارد؟ای فرزند عمران، من از وضع دوستدارانم آگاهم که وقتی شب تاریک می شود، چشمان آنها در قلبشان جا می گیرد و عذاب من در جلو چشمانشان مجسم می شود. مرا مانند این که می بیند مورد خطاب قرار می دهند و با من مثل این که مرا در آنجا حاضر می بیند حرف می زنند.ای فرزند عمران، قلبت را برای من خاشع کن و با اعضای بدنت به من خضوع نما و از چشمانت اشک بریز و مرا در تاریکیهای شب بخوان. زیرا در آن صورت تو مرا به خود نزدیک می یابی که دعاهایت را اجابت می کنم
قَالَ: یا ابْنَ عِمْرَانَ کذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یحِبُّنِی فَإِذَا جَنَّهُ اللَّیلُ نَامَ عَنِّی، أَ لَیسَ کلُّ مُحِبٍّ یحِبُّ خَلْوَهَ حَبِیبِهِ؟ هَا أَنَا ذَا یا ابْنَ عِمْرَانَ، مُطَّلِعٌ عَلَی أَحِبَّائِی إِذَا جَنَّهُمُ اللَّیلُ حَوَّلْتُ أَبْصَارَهُمْ فِی قُلُوبِهِمْ وَ مَثَّلْتُ عُقُوبَتِی بَینَ أَعْینِهِمْ یخَاطِبُونِّی عَنِ الْمُشَاهَدَهِ وَ یکلِّمُونِّی عَنِ الْحُضُورِ یا ابْنَ عِمْرَانَ، هَبْ لِی مِنْ قَلْبِک الْخُشُوعَ، وَ مِنْ بَدَنِک الْخُضُوعَ، وَ مِنْ عَینَیک الدُّمُوعَ، وَ ادْعُنِی فِی ظُلَمِ اللَّیلِ، فَإِنَّک تَجِدُنِی قَرِیباً مُجِیباً.  (شیخ حرالعاملی ؛الجواهر السنیه / ۵۰)

همه این مقامات موسی در یک آیه قرآن جمع است که خدا در توصیف موسی فرمود : “او مخلَص است.”
“وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسی‌ إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا”(مریم /۵۱)
نه فقط عبادات بلکه همه هستی خود را برای خدا قرار داد.

۲) حساسیت موسی در مورد خدا و بندگان مظلوم خدا
موسی وقتی از عبادت چهل روزه خود در طور بازگشت با صحنه مشرک شدن بنی اسرائیل مواجه شد! این پیامبر خدا آنچنان بر خدا و توحید غیرتی بود که از شدت  ناراحتی ، الواح از دستش افتاد!

شاهد دیگری که در قرآن داریم جریان قتل قبطی است .
که خلاصه اش چنین است که موسب وقتی واردمصر شد و دید دو نفر همدیگر را می‌زنند، یکی از آنها از بنی‌اسرائیل، و دیگری «قبطی»، یعنی از فرعونیان بود، در همین هنگام بنی‌اسرائیل از موسی استمداد نمودوموسی به یاری مظلوم شتافت ومشتی زد و ان مرد افتاد و مرد.
“فلن اکون ظهیرا للمجرمین” (قصص/۱۷)
مجرم را در مصر به سزای عملش رساند .

۳) موسی بسیار متواضع و با محبت است
دعای مهم موسی این بود خدایا سینه ای گشاده به من کرامت کن . “رب اشرح لی صدری .. (طه /۲۵)
آنانکه دارای توسعه وجودی و اخلاقی هستند به این سادگی دست از تواضع و محبت بر نمیدارند.
امام صادق (ع)فرمودند: خداوند به موسی بن عمران وحی فرمود: ای موسی! آیا می دانی چرا از میان آفریدگانم تو را برگزیدم و برای [شنیدن] سخنم تو را انتخاب کردم؟ عرض کرد: نه، ای پروردگار! خداوند به او وحی فرمود: من به زمین نگریستم و در روی آن کسی را نیافتم که در برابر من متواضع تر از تو باشد. حضرت موسی با شنیدن این سخن به سجده افتادند و گونه های خود را از روی ذلّت و خواری در پیشگاه خداوند به خاک مالیدند. خدا به ایشان وحی کرد که: سرت را بلند کن موسی و دستت را بر جای سجده بکش و با آن صورت و قسمت های مختلف بدنت را لمس کن که امان از هر بیماری، درد و آفت و آسیبی است ؛
أَوْحَی اللَّهُ إِلَی مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ أَتَدْرِی یَا مُوسَی، لِمَ انْتَجَبْتُکَ مِنْ خَلْقِی، وَ اصْطَفَیْتُکَ لِکَلَامِی فَقَالَ لَا یَا رَبِّ، فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ إِنِّی اطَّلَعْتُ إِلَی الْأَرْضِ فَلَمْ أَجِدْ عَلَیْهَا أَشَدَّ تَوَاضُعاً لِی مِنْکَ، فَخَرَّ مُوسَی سَاجِداً وَ عَفَّرَ خَدَّیْهِ فِی التُّرَابِ تَذَلُّلًا مِنْهُ لِرَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ، فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ ارْفَعْ رَأْسَکَ یَا مُوسَی وَ أَمِرَّ یَدَکَ عَلَی مَوْضِعِ سُجُودِکَ وَ امْسَحْ بِهَا وَجْهَکَ وَ مَا نَالَتْهُ مِنْ بَدَنِکَ فَإِنَّهُ أَمَانٌ مِنْ کُلِّ سُقْمٍ وَ دَاءٍ وَ آفَهٍ وَ عَاهَهٍ. (امالی طوسی، ص ۱۶۵)

در حدیث است که خداوند به حضرت موسی -ع- وحی کرد این بار که به مناجات آمدی، کسی که تو از او بهتر هستی را با خودت بیاور. حضرت موسی هر چه در میان مردم گشت کسی را نیافت که بتواند بگوید من از او بهتر و بالاتر هستم. به سراغ حیوانات رفت، سگی را دید، برای امتثال امر خداوند آن سگ را با خود به سوی کوه طور برد. در راه با خود گفت از کجا که من بر این سگ شرف داشته باشم؟ لذا او را رها کرد و با دست خالی به کوه طور آمد. خداوند فرمود: مگر من امر نکردم که کسی را که از او بهتری با خودت بیاور؟ حضرت موسی عرض کرد: هر چه تفحص کردم، موجودی را که از او بهتر باشم نیافتم. خداوند فرمود: که به عزت و جلالم قسم که اگر کسی را با خودت می‌آوردی تو را از نبوت خلع می‌کردم.
أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَوْحَی إِلَی مُوسَی‌ (ع) إِذَا جِئْتَ لِلْمُنَاجَاهِ فَاصْحَبْ مَعَکَ مَنْ تَکُونُ خَیْراً مِنْهُ- فَجَعَلَ مُوسَی‌ لَا یَعْرِضُ أَحَداً إِلَّا وَ هُوَ لَا یَجْتَرِئُ‌ أَنْ یَقُولَ إِنِّی خَیْرٌ مِنْهُ فَنَزَلَ عَنِ النَّاسِ وَ شَرَعَ فِی أَصْنَافِ الْحَیَوَانَاتِ حَتَّی مَرَّ بِکَلْبٍ‌ أَجْرَبَ فَقَالَ أَصْحَبُ هَذَا فَجَعَلَ فِی عُنُقِهِ حَبْلًا ثُمَّ جَرَّ بِهِ فَلَمَّا کَانَ فِی بَعْضِ الطَّرِیقِ شَمَّرَ الْکَلْبَ‌ مِنَ الْحَبْلِ وَ أَرْسَلَهُ فَلَمَّا جَاءَ إِلَی مُنَاجَاهِ الرَّبِّ سُبْحَانَهُ قَالَ یَا مُوسَی أَیْنَ مَا أَمَرْتُکَ بِهِ قَالَ یَا رَبِّ لَمْ أَجِدْهُ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَوْ أَتَیْتَنِی بِأَحَدٍ لَمَحَوْتُکَ مِنْ دِیوَانِ النُّبُوَّهِ. (عدهالداعی و نجاح الساعی، ص ۲۱۸)

مهمترین ثمره ی موسوی مشرَب شدن
مهمترین ثمره موسوی مشرَب شدن ؛ شنیدن کلام خدا از دل است . و این «نمی» از مقام کلیم اللهی است که خدا به موسی عنایت نمود .
واقعا در خور توجه است که اگر کسی بتواند این اوصاف سه گانه حضرت موسی و نیز حالات معنوی حضرت موسی را در خود پیاده کند و به تعبیر عارفان موسوی مشرَبی شود ، و سپس میهمان شنیدن کلام خدا را از درون دل پاکش شود .
این ادعای من نیست بلکه سخن حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه خطبه ۲۲۲ است که فرمود : « در هر دوره‌ای  افرادی وجود دارند که در فکر و درون خود ، با خدای خود حرف می‌زنند و از او سخن می‌شنوند ، خدا در فکر و عقلشان با آنها حرف‌ می‌زند و در حالی که خدا را می‌خوانند و استغفار می‌کنند و غرق در استغفارند ، نسیم آمرزش را در درون خود احساس می‌کنند. ؛  و ما برح لله عزت الاؤه فی البرهه بعد البرهه و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم‌ فی فکرهم ، و کلمهم فی ذات عقولهم ، یتنسمون‌ بدعائه روح التجاوز »

ایام خلوت موسی با خدا
به ایام پرفیض مناجات موسی (ع) که همان دهه اول ذیحجه میباشد ، ارج نهیم و مورد توجه و عبادت قرار دهیم. تا آنچه را که در پایان این ده شب به موسی دادند ، “نَمی” از آن را به ما نیز بچشانند.
اضافه بر آن برکات که از مناجات و مقام موسی در این شبها نازل است ، خود این ماه ذیحجه است که به تعبیر مرحوم عارف ملکی تبریزی ؛ برخی از روزهایش از روزهای ماه مبارک بالاتر است مانند روز عرفه و روز عید قربان و نیز روز عید غدیر .
اگر دوست داریم راهی به کلام و سخن گفتن با خدا داشته باشیم ، و نیز پاسخی از آن ناحیه مقدسه ، داشته باشیم ، راه این است؛ از حالات توحیدی و عرفانی جناب موسی (ع) و عباداتش ، و دعا و مناجات و خلوص او  درس گرفته و الگو برداری کنیم .
تاریخ مصرف آن برکات عرفانی و فیوضات ربانی نگذشته ، چرا که در مورد این روزها و خصوصا این شبها خدا امر فرمود که مشغول یاد خدا باشیم :
اذکروا الله فی ایام معدودات
و پیامبرش در مورد ایام این دهه فرمود :  رشد و تعالی معنویی که در این ده روز حاصل میشود بی نظیر است و اجری که بر اعمال صالح قرار داده شده بسیار بزرگ است.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =