به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ دکتر فاطمهسادات رازقی در سخنانی با اشاره به تحولات پرشتاب اجتماعی و تجربه حضور مردم در عرصههای مختلف اظهار کرد: امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که جامعه در بزنگاهها به ظرفیت مردم متکی است و بسیاری از تحولات مهم، زمانی شکل میگیرد که افراد از جایگاه تماشاگر خارج شوند و مسئولیت اجتماعی خود را بپذیرند.
وی با اشاره به شهادت رهبر انقلاب افزود: برخی سخنان و توصیههای ایشان پس از شهادت، برای بسیاری از ما معنای عمیقتری پیدا کرده است. وقتی مجموعه دیدگاههای ایشان درباره مردم، فرهنگ، خانواده و مسئولیت اجتماعی در کنار یکدیگر قرار میگیرد، یک خط فکری روشن دیده میشود؛ اینکه جامعه برای حل مسائل خود نیازمند حضور آگاهانه، مسئولانه و سازمانیافته مردم است.
رازقی ادامه داد: این نگاه، صرفاً ناظر به حضور مردم در رخدادهای بزرگ نیست، بلکه باید در زندگی روزمره و در متن جامعه امتداد پیدا کند. اگر قرار است مسائل فرهنگی و اجتماعی به صورت ریشهای حل شوند، نمیتوان مردم را فقط مخاطب برنامهها و سیاستها دانست؛ مردم باید خود بخشی از فرایند حل مسئله باشند.
وی با اشاره به مفهوم جبهه فرهنگی گفت: فعالیت فرهنگی زمانی میتواند اثرگذار باشد که نیروهای دغدغهمند، گروهها و مجموعههای مختلف، به جای حرکتهای پراکنده، حول مسائل اصلی جامعه به هم نزدیک شوند و ظرفیتهای خود را مکمل یکدیگر قرار دهند. کار فرهنگی منفرد و مقطعی ممکن است بازتاب ایجاد کند، اما الزاماً به تغییر پایدار منجر نمیشود.
مسئول بانوان و جانشین دبیر مجمع ملی خانواده تأکید کرد: فرهنگ بخشی جدا از زندگی مردم نیست؛ فرهنگ مانند فضایی است که انسان در آن زندگی میکند و بر انتخابها، روابط، سبک زندگی، تربیت فرزندان و حتی برداشت افراد از خود و دیگری اثر میگذارد. بنابراین اگر به دنبال تحول فرهنگی هستیم، باید به سراغ اصلیترین محیط شکلگیری فرهنگ برویم و آن محیط، خانواده است.
وی خانواده را مهمترین میدان کنشگری فرهنگی دانست و افزود: بسیاری از مسائل اجتماعی در نهایت به کیفیت روابط درون خانواده بازمیگردد. خانواده فقط محل سکونت چند نفر در کنار یکدیگر نیست، بلکه نخستین محیط شکلگیری شخصیت، اعتماد، مسئولیتپذیری، هویت، سبک ارتباط و شیوه مواجهه فرد با جامعه است.
رازقی ادامه داد: از همین منظر، مسئله خانواده را نمیتوان فقط به تربیت کودک یا موفقیت تحصیلی فرزندان محدود کرد. خشت نخست خانواده، رابطه زن و شوهر است. اگر این رابطه از ثبات، مهارت، گفتوگو، احترام و توانایی حل تعارض برخوردار نباشد، انتظار تربیت مطلوب فرزند نیز واقعبینانه نخواهد بود.
وی افزود: یکی از خطاهای رایج این است که برای اصلاح مسائل فرزندان، مستقیماً به سراغ کودک و نوجوان میرویم، در حالی که بخش قابل توجهی از توانمندسازی باید متوجه پدر و مادر و بهویژه کیفیت رابطه زوجین باشد. والدینی که خود در تنظیم هیجان، گفتوگو، حل اختلاف، مرزبندی و ارتباط مؤثر توانمند نشدهاند، نمیتوانند صرفاً با دریافت چند توصیه تربیتی نقش خود را به درستی ایفا کنند.

این فعال حوزه خانواده با بیان اینکه خانواده نباید از نقش تربیتی خود کنار گذاشته شود، گفت: پدر و مادر نخستین و ماندگارترین مربیان فرزند هستند. هر میزان خدمات تخصصی، آموزشی یا حمایتی که از بیرون خانواده ارائه میشود، باید در نهایت به افزایش توانمندی خود خانواده منجر شود، نه اینکه خانواده به تدریج احساس کند بدون حضور متخصص یا نهاد بیرونی از انجام سادهترین وظایف تربیتی نیز ناتوان است.
وی افزود: آموزش لازم است، اما بهتنهایی کافی نیست. خانواده به فرایندی نیاز دارد که علاوه بر انتقال دانش، به رشد مهارت، تغییر نگرش، تقویت مسئولیتپذیری و شکلگیری رفتار جدید منجر شود. بسیاری از افراد ممکن است درباره شیوه درست ارتباط با همسر یا فرزند اطلاعات داشته باشند، اما دانستن یک موضوع لزوماً به معنای توانایی عمل کردن به آن نیست.
رازقی با اشاره به تفاوت «کنشگری» و «انجام وظیفه» تصریح کرد: کنشگر کسی است که مسئلهای برای او تبدیل به دغدغه شده و برای حل آن، فراتر از حداقل مسئولیت رسمی خود اقدام میکند. کنشگری با شغل یکی نیست. ممکن است فردی شغل خود را بهدرستی انجام دهد، اما کنشگر نباشد؛ از سوی دیگر ممکن است فردی از جایگاه حرفهای خود برای حل یک مسئله اجتماعی استفاده کند و به یک کنشگر مؤثر تبدیل شود.
وی ادامه داد: در حوزه خانواده این تفاوت بسیار مهم است. ما به افرادی نیاز داریم که خانواده را صرفاً موضوع یک کلاس، یک پروژه یا یک مأموریت اداری نبینند؛ بلکه نسبت به کیفیت زندگی خانوادهها دغدغه داشته باشند و بتوانند از ظرفیت ارتباطی و اجتماعی خود برای تقویت خانواده استفاده کنند.
مسئول بانوان و جانشین دبیر مجمع ملی خانواده با اشاره به جایگاه معلمان اظهار کرد: معلم یکی از مهمترین حلقههای اتصال با خانواده است. فرزند، مسیری طبیعی برای ایجاد ارتباط میان معلم و والدین فراهم میکند و اگر این ارتباط همراه با اعتماد شکل بگیرد، میتواند زمینه بسیاری از کنشهای مؤثر در حوزه خانواده را ایجاد کند.
وی گفت: سرمایه اصلی در کنشگری خانواده «اعتماد» است. در بسیاری از فعالیتهای فرهنگی ممکن است بتوان با تبلیغ، فراخوان یا برنامه عمومی مخاطب جذب کرد، اما ورود به مسائل خانواده بدون اعتماد ممکن نیست. خانواده زمانی درباره مسائل واقعی خود سخن میگوید که احساس امنیت، احترام و اعتماد داشته باشد.
رازقی افزود: معلمان به دلیل ارتباط مستمر با فرزندان، امکان شکلگیری چنین اعتمادی را دارند. از این رو، معلم میتواند علاوه بر نقش آموزشی، یک حلقه واسط برای شناسایی مسائل، هدایت خانواده به مسیر مناسب، تقویت مهارتهای والدین و فعال کردن ظرفیتهای درونی خانواده باشد؛ البته نه به این معنا که معلم جای روانشناس، مشاور یا متخصص را بگیرد، بلکه باید بداند کجا همراهی کند، کجا ارجاع دهد و چگونه اعتماد خانواده را حفظ کند.
وی با تأکید بر تغییرات نسلی گفت: نسلهای جدید منتظر نمیمانند تا ما برای همه مسائل آنها راهحل طراحی کنیم. اگر بزرگسالان، والدین و مربیان نتوانند تحولات نسلی را بفهمند و به موقع وارد گفتوگو شوند، فرزندان مسیر خود را پیدا خواهند کرد؛ مسیری که الزاماً همان مسیری نیست که خانواده برای آنها مطلوب میداند.
رازقی افزود: گاهی نشانههای تغییر و آسیب مدتها پیش از بروز بحران در برابر چشمان ما قرار دارد، اما چون هنوز به یک مسئله آشکار تبدیل نشده است، نسبت به آن واکنش نشان نمیدهیم. یکی از مهمترین ویژگیهای کنشگری، دیدن مسئله پیش از تبدیل شدن آن به بحران است.
وی با اشاره به ضرورت کار اصولی در حوزه خانواده گفت: فعالیت فرهنگی و اجتماعی باید ریشهدار و پیوستدار باشد. یک همایش، دوره آموزشی یا پویش، اگر به یک فرایند مستمر متصل نشود، نمیتواند به تنهایی تحول ایجاد کند. مسئله اصلی این است که افراد پس از دریافت آموزش یا ایجاد انگیزه، در چه مسیری قرار میگیرند و چگونه امکان ادامه کنشگری برای آنها فراهم میشود.
رازقی با تشریح رویکرد مجمع ملی خانواده اظهار کرد: در مجمع تلاش کردهایم به جای حرکت از برنامه به برنامه، ابتدا نظام مسائل خانواده را شناسایی کنیم؛ بدانیم خانواده ایرانی امروز با چه مسائل و نیازهایی روبهرو است و سپس ظرفیتهای مردمی، تخصصی، فرهنگی و اجتماعی را حول این مسائل به یکدیگر متصل کنیم.
وی «خانوادهمحوری» را یکی از اصول اساسی این نگاه دانست و گفت: خانوادهمحوری یعنی هر مداخلهای که از بیرون انجام میشود، در نهایت قدرت و توانایی خانواده را افزایش دهد. حمایت از خانواده نباید به جایگزین شدن دیگران به جای خانواده منجر شود؛ باید به زن و شوهر کمک کرد تا خود بتوانند نقش همسری و والدگری خود را بهتر انجام دهند.
وی افزود: در همین چارچوب، آموزش، مشاوره، حمایت و خدمات تخصصی زمانی موفقاند که خانواده پس از دریافت آنها توانمندتر، مستقلتر و مسئولتر شود. اگر نتیجه مداخله این باشد که فرد برای هر تصمیم کوچک خانوادگی وابسته به دریافت خدمات بیرونی شود، عملاً توانمندسازی رخ نداده است.
مسئول بانوان و جانشین دبیر مجمع ملی خانواده با اشاره به اهمیت نظام مشاوره گفت: مشاوره یکی از حلقههای مهم حمایت از خانواده است، اما مشاوره مؤثر باید به موقع، تخصصی، در دسترس و متصل به واقعیت زندگی خانواده باشد. همچنین لازم است میان آموزش عمومی، مشاوره تخصصی، مداخله در بحران و ارجاع تخصصی تمایز قائل شویم.
رازقی تأکید کرد: قرار نیست همه افراد مشاور یا روانشناس شوند؛ همانگونه که قرار نیست هر مسئلهای نیز به اتاق مشاوره منتقل شود. بخشی از مسائل خانواده با افزایش سواد ارتباطی و مهارتهای زندگی حل میشود، بخشی به حمایت اجتماعی نیاز دارد و بخشی نیز باید به متخصص ارجاع داده شود. کنشگر خانواده باید این مرزها را بشناسد.
وی در ادامه با اشاره به هدف مجمع ملی خانواده از ارتباط با معلمان و فعالان تربیتی گفت: ما به دنبال این نیستیم که صرفاً برنامهای برگزار شود و افراد پس از پایان برنامه به زندگی قبلی خود بازگردند. هدف این است که فرد دغدغهمند، مسیری برای ادامه فعالیت خود پیدا کند و بتواند متناسب با موقعیت، تخصص و میزان ارتباطی که با خانوادهها دارد، نقش مؤثرتری ایفا کند.
رازقی افزود: هر فردی که به نوعی با خانواده ارتباط دارد، میتواند بخشی از این شبکه باشد؛ معلم، مربی، فعال فرهنگی، مشاور، خیر، کنشگر اجتماعی یا هر فرد مورد اعتماد مردم. مسئله این نیست که همه یک کار انجام دهند؛ مسئله این است که هر کس بداند در کجای مسئله خانواده میتواند اثرگذار باشد و چگونه ظرفیت خود را به ظرفیت دیگران متصل کند.
وی در پایان تصریح کرد: مقصد نهایی این مسیر، تولید برنامههای بیشتر نیست؛ هدف، شکلگیری خانوادههای توانمندتر و کنشگران مؤثرتری است که بتوانند به خانوادهها برای حفظ و تقویت کارکردهای اصلی خود کمک کنند.
مسئول بانوان و جانشین دبیر مجمع ملی خانواده خاطرنشان کرد: ما باید بتوانیم از یک فرد دغدغهمند، یک کنشگر مؤثر بسازیم؛ کنشگری که مسئله را بشناسد، اعتماد ایجاد کند، حدود نقش خود را بداند، ظرفیتهای پیرامونش را به کار بگیرد و به جای تصدیگری برای خانواده، خود خانواده را برای حل مسائلش توانمند کند. اگر چنین شبکهای شکل بگیرد، خانواده نه فقط موضوع فعالیت فرهنگی، بلکه خود به مهمترین عامل تحول فرهنگی و اجتماعی تبدیل خواهد شد.
