بار دیگر، زمزمههای افزایش قیمت بنزین بر سر زبانها افتاده است. گفته میشود قیمت هر لیتر بنزین آزاد بهطور قابلتوجهی افزایش خواهد یافت. در شرایطی که سفرههای ایرانی زیر فشار تورم چندین ساله خم شدهاند و قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته است، این تصمیم چه تأثیری بر معیشت خانوارها و اقتصاد ایران خواهد داشت؟
تأثیر بر هزینههای حملونقل و زندگی روزمرهگرانی بنزین نخستین و مستقیمترین تأثیر خود را بر حملونقل شهری و برونشهری میگذارد. بر اساس تجارب گذشته، هر لیتر افزایش قیمت بنزین، هزینههای سفرهای روزانه، جابهجایی کالا و خدمات و در نهایت قیمت تمامشده بسیاری از کالاها را افزایش میدهد. صاحبان خودروهای شخصی مجبور به کاهش سفرهای غیرضروری و صرفهجویی در مصرف سوخت خواهند شد و اقشار کمدرآمد که ناچار به استفاده از تاکسی، اتوبوس و مینیبوس هستند، افزایش کرایهها را بهطور مستقیم در سبد هزینههای ماهانه خود احساس خواهند کرد.
پیشبینی میشود که کرایه تاکسی و اتوبوس پس از افزایش قیمت بنزین، با افزایش قابلتوجهی مواجه شود و این مسئله، بار مالی بیشتری را بر دوش کارگران و کارمندان کمدرآمدی که برای رفتوآمد روزانه به وسایل نقلیه عمومی وابستهاند، تحمیل خواهد کرد. همچنین قیمت بلیت قطار و هواپیما نیز به تبعیت از افزایش قیمت سوخت، رشد خواهد کرد و سفرهای بینشهری را برای بسیاری از خانوادهها به یک کالای لوکس تبدیل مینماید.
افزایش قیمت کالاها و خدمات؛ تورم دومرحلهایتأثیر گرانی بنزین بر سفره خانوارها به حملونقل محدود نمیشود. افزایش قیمت سوخت، هزینه حملونقل کالاها را افزایش میدهد و این افزایش هزینه، در نهایت به قیمت نهایی کالاها و خدمات در بازار منتقل میشود. مواد غذایی، پوشاک، لوازم خانگی، مصالح ساختمانی و سایر کالاهای مصرفی، همگی به نوعی به حملونقل وابسته هستند و با افزایش قیمت بنزین، شاهد رشد قیمتها در تمام بخشهای اقتصادی خواهیم بود.
به بیان دیگر، یک «تورّم دو مرحلهای» رخ میدهد: ابتدا قیمت بنزین بالا میرود و سپس بهتدریج، سایر کالاها و خدمات نیز گران میشوند. این پدیده، فشار مضاعفی را بر خانوارهایی وارد میکند که در ماههای اخیر، از پس هزینههای جاری زندگی به سختی برمیآیند. در چنین شرایطی، اقشار کمدرآمد و متوسط، بیشترین آسیب را متحمل میشوند و مجبور به حذف بسیاری از اقلام از سبد مصرفی خود یا کاهش کیفیت زندگی خود خواهند شد.
تغییر الگوی مصرف و افزایش تقاضا برای حملونقل عمومیدر کنار فشارهای اقتصادی، یکی دیگر از پیامدهای افزایش قیمت بنزین، تغییر در الگوی سفر و مصرف سوخت خانوارهاست. بسیاری از مالکان خودروهای شخصی، بهویژه افرادی که خودروهای پرمصرف دارند، ممکن است استفاده از خودروی شخصی را کاهش دهند و به سمت استفاده از وسایل حملونقل عمومی یا حتی دوچرخه و پیادهروی بروند. این تغییر رفتار، در کوتاهمدت میتواند باعث افزایش تقاضا برای ناوگان حملونقل عمومی شود و در صورت عدم آمادگی، کیفیت خدمات را کاهش دهد.
از سوی دیگر، برخی کارشناسان اقتصادی معتقدند که افزایش قیمت بنزین، با هدف کاهش مصرف سوخت، جلوگیری از قاچاق و تأمین منابع مالی برای بودجه دولت طراحی شده است. اما اگر منابع حاصل از این افزایش قیمت، صرف بهبود حملونقل عمومی و حمایت از اقشار آسیبپذیر نشود، نه تنها به کاهش مصرف سوخت منجر نخواهد شد، بلکه با افزایش تورم و کاهش رفاه عمومی، زمینه نارضایتیهای گسترده اجتماعی را نیز فراهم خواهد کرد.
فشار بر تولید و اشتغال
گرانی بنزین، تنها بخش مصرف کننده را تحت فشار قرار نمیدهد؛ بلکه حوزه تولید و اشتغال را نیز به شدت متأثر میکند. واحدهای تولیدی که مصرفکننده عمده انرژی و سوخت هستند، با افزایش هزینههای تولید روبهرو میشوند. این افزایش هزینه، ممکن است به افزایش قیمت نهایی کالاها، کاهش حاشیه سود واحدهای تولیدی و حتی در مواردی، تعدیل نیروی کار و کاهش اشتغال منجر شود. در یک اقتصاد در حال توسعه مانند ایران، که با معضل بیکاری و رکود دستوپنجه نرم میکند، هر گونه افزایش هزینههای تولید، میتواند پیامدهای جبرانناپذیری بر اشتغال و تولید ملی داشته باشد.
تجربه تلخ گذشته؛ درسهایی از طرح سهمیهبندیافزایش قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸، یکی از تلخترین تجربههای اقتصادی و اجتماعی سالهای اخیر ایران بود. در آن زمان، افزایش ناگهانی قیمت سوخت، نه تنها به کاهش رفاه عمومی منجر نشد، بلکه با ایجاد التهاب در بازارهای موازی و افزایش قیمتها در سایر بخشها، نارضایتی اجتماعی گستردهای را به همراه داشت. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که آن تجربه، نشان داد که افزایش قیمت بنزین، بهتنهایی راهحل مناسبی برای مشکلات اقتصادی نیست و باید با تدابیر حمایتی و جبرانی همراه باشد.
نتیجهگیری:قیمت بنزین، در حالی بار دیگر در مسیر صعودی قرار گرفته است که خانوارهای ایرانی، ماههاست با تورم، گرانی مسکن، کاهش ارزش پول ملی و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند. این تصمیم اقتصادی، اگرچه ممکن است در ظاهر برای تأمین منابع مالی دولت، کاهش مصرف سوخت و کاهش قاچاق اتخاذ شود، اما واقعیت این است که پیامدهای آن، همچون یک بمب ساعتی، سفرههای کوچکتر، شهرهای شلوغتر با ترافیک و آلودگی بیشتر، و ناامیدیهای تازه برای نسلی که در خواب اقتصاد مقاومتی، بیدار شده است، خواهد بود. شاید زمان آن رسیده باشد که پیش از افزایش قیمت، به فکر جبران آن برای اقشار آسیبپذیر و بهبود حملونقل عمومی باشیم، تا این تصمیم، به یک ضرورت اقتصادی تبدیل نشود که منافع آن در سایه هزینههای سنگین اجتماعی و روانی ناپدید میشود.