به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ به نقل از ایکنا، مجید کافی، استاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در نشست «ظرفیتهای اربعین و ترویج نهجالبلاغه» که در نجف اشرف برگزار شد، گفت: نهجالبلاغه، در حقیقت منشوری برای حکمرانی است. از این منظر میخواهم به آن بنگرم؛ چراکه این کتاب شریف در دوران خلافت حضرت علی(ع) بیان و پس از آن تدوین شده است و بیگمان برای حاکمان اسلامی راهگشا خواهد بود. یکی از موضوعاتی که میتوان در نهجالبلاغه به آن پرداخت و از آن استخراج کرد، بحث سرمایه اجتماعی است؛ سرمایهای که امروزه در جامعه تشیع شکل گرفته و خود یکی از مسائل بنیادین در حکمرانی بهشمار میرود و مورد توجه همه حاکمان است. این سرمایه، شامل سه مؤلفه اصلی است: اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و شبکه روابط.
وی افزود: در این راستا در مقالهای به موضوع «انسجام اجتماعی از منظر امیرالمؤمنین(ع)» پرداختهام که خود یکی از ارکان سرمایه اجتماعی محسوب میشود. پرسش اصلی این است که حضرت علی(ع) چه الگو و طرحی برای انسجام اجتماعی در نظر داشتهاند که در تکتک گزارههای نهجالبلاغه بازتاب یافته است؟ هرچند ایشان این مباحث را با اصطلاحات امروزی مطرح نکردهاند، اما در لابهلای کلمات و فرازهای نهجالبلاغه میتوان این مفاهیم را یافت. برای نمونه، در نامه ایشان به مالک اشتر که بهدرستی منشور حاکمیتی خوانده میشود، میفرمایند: «مردم در جامعه دو گروهاند: یا در دین با تو شریکاند، یا در خلقت با تو همانند.». این جمله نشان میدهد که یک حاکم، حتی در گستره جهان اسلام و تشیع، نمیتواند فقط به همفکران دینی خود توجه کند؛ بلکه انسانهایی که در دین با ما مشترک نیستند نیز بخشی از این جامعهاند و دستکم در آفرینش همسان ما هستند. این نگاه، بیانگر انسجام اجتماعی فراگیری است که در نهجالبلاغه با چنین تفکیکی دنبال شده است.
کافی ادامه داد: بهنظر میرسد حضرت علی(ع) در جایجای نهجالبلاغه بر هویت جمعی و احساس تعلق مشترک میان اعضای جامعه تأکید دارند؛ از این رو، در مقالهای که میخواهم ارائه دهم، نهجالبلاغه را منبعی برای بازخوانی الگوی اسلامی انسجام اجتماعی دانستهام و از دیدگاه حکمرانی به آن نگریستهام. روش بهکاررفته در این مقاله، روش دلالتپژوهی است؛ بدین معنا که ابتدا با مطالعه آثار مرتبط با انسجام اجتماعی، مؤلفههای آن را استخراج کردهام و سپس به جستجوی نشانههای این مؤلفهها در نهجالبلاغه پرداختهام. بنابراین، پرسش اصلی مقاله این است که نهجالبلاغه چه دلالتهایی برای فهم، تبیین و تقویت انسجام اجتماعی ارائه میدهد.
وی در ادامه به چند مؤلفه در این زمینه اشاره کرد و افزود: حضرت علی(ع) سه عامل اساسی را برای انسجام اجتماعی مطرح میفرمایند؛ البته این بازخوانیِ من است و نباید پنداشت که ایشان دقیقاً با این اصطلاحات بحث کردهاند، اول، هنجارها و ارزشهای مشترک است؛ ایشان در جایجای نهجالبلاغه بر ارزشهایی، چون عدالت، انصاف، خیرخواهی، مسئولیتپذیری و رعایت حقوق دیگران تأکید میورزند که کارکرد و پیامد آن، همان انسجام اجتماعی است. دوم انسجام ساختاری است که افزون بر تقویت ارزشهای مشترک، برای تحقق انسجام اجتماعی باید ساختار سیاسی نیز مستحکم شود. در این زمینه، حضرت علی(ع) نخست به رهبری مشروع اشاره میکنند و سپس نظام حقوق متقابل را میان مردم و حاکم ترسیم میکنند؛ چنان که میفرمایند: «مرا بر گردن مردم حقی است و مردم را بر گردن من حقی است.» همچنین بر مشارکت جدی مردم در عرصه اجتماعی تأکید میورزند که خود از مؤلفههای کلیدی انسجام ساختاری بهشمار میرود.
وی تصریح کرد: سومین عاملی که حضرت علی(ع) برای تحقق انسجام اجتماعی به آن اشاره میفرمایند، عامل رفتاری و کنشی است. بر این اساس، تکتک اعضای جامعه موظفاند با رفتار خود، زمینههای تقویت این انسجام را فراهم آورند. در این راستا، ایشان مفاهیمی، چون اصلاح ذاتالبین، مدارا در رفتار و کنش، تعاون و نصیحت ـ چه از سوی مردم به حاکم و چه از سوی حاکم به مردم ـ را مطرح میکنند، اما مهمترین مؤلفه در این بخش، مدیریت اختلافات است و در هر جامعهای، با وجود انسجام اجتماعی، اختلافنظرها وجود دارد و این امری طبیعی است. همانگونه که در سیره رهبری شهید نیز دیدهایم، که نقل کردهاند، فردی به مقام معظم رهبری گفت، یکسری هستند که جامعه را به سمت آبی و قرمزی که در فوتبال هم وجود دارد، ایشان فرمودند: «هیچ اشکالی ندارد، اما هنگامی که در مقابل دشمن قرار میگیریم، باید رنگها کمرنگ شده و همه تیم ملی شویم.» این بیان، نشاندهنده آن است که اختلاف، اگرچه در روایات بهعنوان رحمت یاد شده، حذفناشدنی است و باید در چارچوب انسجام اجتماعی مدیریت شود.
کافی در ادامه به آسیبشناسی انسجام اجتماعی در نهجالبلاغه پرداخت و بیان کرد: حضرت علی(ع) در فرازهایی از نهجالبلاغه، به آسیبهایی که انسجام اجتماعی را تهدید میکند نیز پرداختهاند. یکی از مهمترین این آسیبها تفرقه است که با اختلاف تفاوت بنیادین دارد؛ اختلاف بیشتر در سطح دیدگاه و نظر است، اما تفرقه جنبه کنشی و رفتاری دارد و هنگامی رخ میدهد که اختلافنظرها به اقدام عملی بدل شود. امام خمینی(ره) نیز در این باره میفرمودند که اگر اختلاف به اقدام بینجامد، همان تفرقه است. فتنه نیز از آسیبهای جدی انسجام اجتماعی بهشمار میرود.
وی تأکید کرد: همچنین ظلم حاکمان نسبت به مردم و دنیاگرایی که حضرت بر آن تأکید فراوان دارند؛ چه دنیاگرایی مردم و چه دنیاگرایی حاکمان، موجب گسست انسجام اجتماعی میشود. سازوکار آن نیز چنین است که دنیاگرایی به سودمحوری میانجامد و هر فردی بهدنبال کسب سود بیشتر میرود، که این خود باعث تضعیف انسجام میشود. تعصبها و نقض حقوق دیگران و انحراف، بهویژه انحراف نخبگان و خواص، که در کلام رهبر شهید نیز بارها مورد تأکید قرار گرفته است، از آسیبهای مهم انسجام اجتماعی است.
کافی گفت: دو واژه کلیدی در نهجالبلاغه برای مدلسازی انسجام اجتماعی قابل استخراج است که این دو، «جماعت» و «امت واحده» است. همچنین در نامه حضرت به مالک اشتر چندین مؤلفه را استخراج کردهام که جنبه حکمرانی دارد و نشان میدهد که حضرت، انسانها را نه تنها براساس اشتراک دینی، بلکه بر پایه اشتراک در خلقت مورد خطاب قرار میدهد. از این منظر، سه نوع هویت انسجامبخش در نهجالبلاغه یعنی هویت اعتقادی(دینی)، هویت اجتماعی(ساختاری) و هویت انسانی(براساس خلقت مشترک) قابل استنباط است.
وی در پایان با تأکید بر مسئولیت ما در حفظ انسجام اجتماعی گفت: انسجام اجتماعی که در جنگهای اخیر(۴۰ روزه و ۱۲ روزه) در جهان تشیع، بهبرکت خون مطهر شهدا و رهنمودهای رهبر شهید، بهویژه در عراق شکل گرفته است، سرمایهای گرانبها و کمنظیر است. امروزه تکتک ما مسئولیم که از این سرمایه عظیم حراست کنیم؛ چراکه معلوم نیست چنین فرصتی به دست آید. هرگونه انحراف، سخن نسنجیده یا رفتاری که به این انسجام خدشه وارد کند، در پیشگاه الهی مورد بازخواست خواهد بود.