به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ جنگ چه ۱۲ روزه و چه ۴۰ روزه، با خودش بحران میآورد؛ بحرانهایی که زندگی عادی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. یکی از این بحرانها، مسأله دارو است. هر چند با کمبود و قحطی دارو مواجه نشدیم، اما افرادی که مخاطبان داروهای خاصتر بودند با چالش جدی روبهرو شدند؛ چالشی که اغلب مردم از آن با عنوان افزایش فزاینده قیمت دارو یاد میکنند.
قصه نوزادانی که نمیتوانند شیر مادر بخورند
«مادری می گوید» یک دختر سه ماهه دارد که دچار حساسیت به پروتئین گاوی است. او تنها یکی از هزاران نوزادی است که به دلایل ژنتیکی نمیتواند شیر مادر یا شیرخشک معمولی مصرف کند و جزو گروههای حساس طبقهبندی میشود. شیرخشک این نوزادان عموماً در ایران وارداتی است و حالا با بسته شدن مسیرهای واردات کالا به ایران، یکی از اولین گروههایی که دچار اضطراب شدهاند، بچههایی هستند که در معرض گرسنگی قرار دارند.
دولت برای یک شیرخوار سه ماه، 9 قوطی شیرخشک در نظر گرفته است و با نرخ دولتی آن را عرضه میکند. تهیه شیرخشک رژیمی پیش از روزهای جنگ هم کار چندان راحتی نبود و حالا جنگ، استرس ما را برای خرید این شیرخشک چند برابر کرده است. نمیتوانم بگویم شیرخشک نیست؛ هست، اما اینطور هم نیست که به راحتی از هر داروخانهای بتوان آن را تهیه کرد. به نظر میرسد داروخانهها نگران کمبود شیرخشک هستند و با احتیاط شیرخشک میفروشند. مثلاً در هر بار مراجعه فقط یک قوطی شیرخشک میدهند و بعضی وقتها هم اصلاً نمیفروشند.
تحریم و حملات، چالش دارو را دوچندان کرد
کمبود داروها و فرآوردههای مورد نیاز بیماران و گروههای خاص در ایران تحت تحریمهای اقتصادی و بانکی به رهبری آمریکا، موضوع تازهای نیست. اما دو موج جنگ در فاصله کمتر از هشت ماه، اوضاع را از قبل بسیار پیچیدهتر کرده است. بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران که به عنوان مکانیزم ماشه شناخته میشود، از امکانات دولت برای واردات دارو کاسته است. همچنین حملات هدفمند به شرکتهای تولید دارو از قبیل انستیتو پاستور و شرکت توفیق دارو که در جریان جنگ تحمیلی اسفند و فروردین سال جاری رخ داد، دشواری تهیه دارو را حتی از قبل هم بیشتر کرده است.
تخریب کامل توفیق دارو؛ بازسازی از صفر
هادی احمدی، سخنگو و عضو هیأتمدیره انجمن داروسازان ایران، در این باره گفته است: آسیب جنگ به صنعت داروسازی ایران قابل ملاحظه است. امکان بازسازی برای برخی بخشهای انستیتو پاستور وجود دارد، اما متأسفانه توفیق دارو بهطور کامل تخریب شده و امکان بازسازی آن وجود ندارد و باید از نو ساخته شود. از آنجا که این واحد برای تولید ماده اولیه داروهای بیمارستانی فعالیت میکرد، ممکن است در آینده خدشهای به چرخه داروسازی وارد شود. با این حال همکاران به سرعت در حال برنامهریزی برای بازسازی انستیتو پاستور هستند، اما در توفیق دارو تمامی تجهیزات از بین رفته است و جایگزین کردن آنها به باز شدن مسیر واردات بستگی دارد.
افزایش ۳۰۰ درصدی قیمت دارو در میانه جنگ
نگرانی از باز نشدن مسیر واردات در کنار کمبود مواد اولیه مورد نیاز برای تولید دارو، کاهش ارزش پول ملی ایران و کاهش ذخایر ارزی دولت در بسیاری از حوزههای اقتصادی و زندگی روزمره مردم ایران مؤثر بوده است. اما در مورد قیمت و در دسترس بودن دارو، اوضاع به شکل قابل ملاحظهای از حوزههای دیگر بدتر است.
محدود شدن منابع ارزی دولت به معنای کاهش امکان اختصاص یارانه به تولید و عرضه دارو است که منجر به افزایش قیمت بین ۳۰ تا ۳۰۰ درصدی داروها شده است. در حالی که حداقل درآمد در سال گذشته در ایران کمتر از حدود ۱۵ میلیون تومان بوده و با آغاز سال جدید خورشیدی، بهرغم افزایش ۴۵ درصدی نرخ حداقل حقوق، به دلیل سقوط بیسابقه ارزش ریال، همچنان به بالای ۱۰۰ دلار نرسیده است. هزینههای درمان میتواند برای مردمی که با حداقل حقوق یا درآمدی اندکی بالاتر از آن زندگی میکنند، سرسامآور و کمرشکن باشد.
اکسجوا؛ از یک میلیون تا ۳۰ میلیون تومان
«آذر.م» که با یک سرطان پیشرفته دست و پنجه نرم میکند، میگوید: در بسیاری از سرطانهای پیشرفته، گسترش تومور به استخوانها میتواند یکی از دردناکترین و ناتوانکنندهترین مراحل بیماری باشد. شکستگیهای پاتولوژیک، درد شدید و اختلال در تحرک، بخشی از عوارض متاستاز استخوانی هستند که نیاز به مداخلات درمانی فوری و مؤثر دارند. در این مرحله داروی «اکسجوا» یک داروی مؤثر است که از متاستاز استخوانی جلوگیری میکند. پیش از جنگ این دارو را با حمایت بیمه درمانی با مبلغ کمتر از یک میلیون تومان تهیه میکردم و حالا از زمان شیوع جنگ باید هر عدد اکسجوا را با نرخ غیریارانهای و با مبلغ ۳۰ میلیون تومان تهیه کنم.
تغییرات قیمت؛ از لووتیروکسین تا سرترالین
مسأله البته تنها داروهای خاص و مورد نیاز بیماران خاص یا مبتلایان به بیماریهای سختی مانند سرطان نیست. حتی تأمین داروهای معمولیتر که جمعیت بیشتری از مردم مصرفکننده آنها هستند، در نتیجه جنگ و بحران اقتصادی دولت با مشکل روبهرو شده است.
«لووتیروکسین» یک هورمون مصنوعی تیروئیدی است که برای درمان کمکاری تیروئید، گواتر و برخی از انواع سرطان تیروئید تجویز میشود. «اعظم.ر» درباره این دارو میگوید: نمیتوانم بگویم کمیاب شده است؛ پیدا میشود اما نرخ آن با وجود بیمه درمانی بیش از دو برابر شده است و برای افرادی مثل من که همیشه باید این دارو را مصرف کنند، این هزینه سرسامآور است.
«سرترالین» دارویی از خانواده مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین است و این گروه از داروها برای درمان افسردگی، اضطراب، وسواس فکری-عملی و سایر مشکلات خلقی به کار میروند. «حسین» که مدتهاست این دارو را مصرف میکند، میگوید: من مدتهاست که برای مشکلات خلقی داروی «آسنترا» مصرف میکنم. دارویی که برای مصرف روزانه است و به شدت به آن وابسته شدهام. این دارو پس از حملات دشمن به زیرساختهای درمانی بسیار گران شده است و حالا باید هر ۲۸ عدد از این قرص را با ۶۰۰ هزار تومان تهیه کنم که نسبت به روزهای پیش از جنگ خیلی زیاد است. این در حالی است که برای تهیه داروهای بیماری روماتیسم مادرم نیز دچار مشکل شدهایم. قیمت آمپولهای کورتیزول سه برابر شده است و داروخانهها برای هر بیمار به مقدار محدودی دارو عرضه میکنند.
گرو گذاشتن ساعت مچی در برابر دارو
علاوه بر این، کاهش امکانات مالی و فشارهای اقتصادی جنگ، فشار بیشتری را به بخش سلامت و یارانههای دولتی وارد کرده است که منجر به افزایش قیمت خدمات بخش سلامت نیز شده است.
«امید.ف» تجربه دیگری از خدمات درمانی در روزهای جنگ دارد: ۹ فروردین، درست در میانه جنگ، مهره گردن مادرم شکست و مجبور شدیم با وجود بمباران و موشکباران، مادرم را در بیمارستان بستری کنیم. قبل از بستری، بیمارستان مبلغ معالجه را ۲۵ میلیون تومان اعلام کرد، اما سه روز بعد این مبلغ را به ۴۵ میلیون تومان افزایش داد. به نظر میرسید به دلیل شرایط خاص جنگی، یکباره تعرفههای خود را افزایش داده بودند. اعتراض کردم، اما این اعتراض به جایی نرسید. چهار قلم دارویی که پزشک برای مادرم تجویز کرد را به مبلغ ۳ میلیون تومان تهیه کردم. این در حالی بود که قیمت این داروها پیش از جنگ یکسوم قیمت بود. افزایش یکباره قیمت دارو در شرایط جنگی، مردم را در شرایط سختی قرار داده است. من مردی را به چشمم دیدم که از داروخانه خواهش کرد تا ساعت مچیاش را در ازای دریافت یک داروی مهم به داروخانه بدهد.
ایران در میان کشورهای منطقه و حتی در استانداردهای جهانی، یکی از قابلقبولترین سیستمهای خدمات سلامت و رفاه را در اختیار دارد که با پرداختهای وسیع یارانه دولتی و بیمههای خدمات سلامت، تقریباً رایگان یا بسیار ارزانقیمت شناخته میشود. با این وجود، فشار اقتصادی بیوقفه ناشی از تحریمها در کنار آسیبهای چشمگیر حملات نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران، منجر به وضعیتی شده است که بسیاری از مردم را در مورد تأمین و تضمین سلامتی و امکان درمانشان دچار تردید کرده است.