به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ محسن تقیانی: «دختر پری خانم» در مرز میان واقعیت و خیال حرکت میکند؛ مرزی لغزان که نه بهدرستی تعریف میشود و نه به مقصدی روشن میرسد. معتمدی که خود نقش اول فیلم را ایفا میکند، مردی چهلساله است که از مادری در کما ــ که بیست سال پیش در تصادفی فرو رفته ــ در خانه نگهداری میکند. زندگی او میان گذشتهای عاطفی و شکستخورده و اکنونی بیرمق معلق مانده است. او زمانی عاشق دختر پری خانم بوده، دو بار با او ازدواج کرده و هر دو بار، بنا به روایت خودش، قربانی خیانت شده است.
دختر پری خانم زنی جسور، مدرن و اغواگر تصویر میشود؛ شخصیتی که بیش از آنکه عمق داشته باشد، کارکردی نمادین و کلیشهای پیدا میکند. در سوی دیگر، پرستار مادر قرار دارد؛ زنی که بیهیچ دلیل قانعکنندهای دل در گرو این مرد بسته است. مردی که نه جذابیت فیزیکی دارد، نه موقعیت اجتماعی، نه شغل و نه هیچ جذابیت دیگری. این رابطه، بدون دریافت کوچکترین نشانهای از عشق متقابل، به شکلی ناگهانی آغاز و به همان سرعت پایان مییابد؛ گویی فیلم نیز خود به بیمعنایی آن آگاه است.
ریشه فانتزی داستان به کودکی مرد بازمیگردد؛ زمانی که با موجودی فراواقعی ــ فرشتهای با بازی مرضیه برومند که بیش از آنکه یادآور امر قدسی باشد، به جادوگری کارتونی شباهت دارد ــ مواجه میشود و دو آرزو میکند: پولدار شدن و عاشق شدن دختر پری خانم به او. اکنون، در چهل سالگی، همان فرشته بازگشته تا آرزوها را محقق کند؛ اما این تحقق، نه گرهی از درام میگشاید و نه معنایی تازه خلق میکند.
فیلم، در لایههای پنهان و آشکار خود، نگاهی مسئلهدار به زنان دارد. اغواگری، افسونگری و بیثباتی عاطفی، به ویژگی غالب شخصیتهای زن تبدیل شدهاند و مرد، همواره در جایگاه قربانی میایستد. این رویکرد، زمانی پررنگتر میشود که تمام شخصیتهای فیلم بجز بازیگر نقش اول ــ از معشوقه و پرستار گرفته تا حتی پیک موتوری و تعمیرکاران لولهکشی خانه ــ زن هستند؛ حضوری که بهجای غنا بخشیدن به جهان اثر، به اغراق و تصنع دامن میزند.
«دختر پری خانم» در جذب مخاطب ناموفق است و مهمترین دلیل این ناکامی، نمادگرایی افراطی آن است. نمادها بهجای آنکه ابزار معنا باشند، خود به مانعی در برابر روایت تبدیل شدهاند؛ آنقدر زیاد و بیضابطه که مخاطب را از درک مفهوم بازمیدارند. فیلم، بیش از آنکه قصه بگوید، میخواهد رمزگشایی شود؛ و این، باری است که بر دوش تماشاگر گذاشته میشود، بیآنکه پاسخی درخور دریافت کند.
«دختر پری خانم» اثری ناموفق و ضعیف است؛ فیلمی که میخواهد از دل رنج شخصی، به زبان سینما برسد، اما در هزارتوی نمادها، نگاه یکسویه و روایت ناپخته، راه خود را گم میکند. درباره نمادهای فیلم، بیشک میتوان و باید در یادداشتی مستقل سخن گفت؛ چرا که همین نمادها، هم مسئله اصلی فیلماند و هم بزرگترین مانع ارتباط آن با مخاطب.
