تالاب

همزمان با پنجاه‌وپنجمین سالگرد کنوانسیون رامسر برای حفاظت از تالاب‌های دنیا، وضعیت تالاب‌های کشور نه‌تنها بهبود نیافته، بلکه در بسیاری از موارد وخیم‌تر از گذشته شده است. خشکی برخی تالاب‌های شاخص کشور و حال ناخوش تالاب بین‌المللی میانکاله وضعیتی است تعدیل آن به‌گفته متخصصان، با تکیه صرف بر دانش داخلی و مدیریت یک‌نهادی قابل حل نیست و نیازمند تبادل مستمر دانش و بهره‌گیری از دانش کارشناسان بین‌المللی است. درواقع تجربه ۵۵ ساله کنوانسیون رامسر نشان می‌دهد حفاظت از تالاب‌ها بدون همکاری بین‌المللی، ممکن نیست.

به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ امروز ۱۳ بهمن، برابر با دوم فوریه، روز جهانی تالاب‌هاست؛ مناسبتی که پیشینه آن به ۵۵ سال پیش و به شهر رامسر در شمال ایران بازمی‌گردد. به این دلیل که در سال ۱۹۷۱، نمایندگان ۱۸ کشور جهان در هتل قدیم این شهر گرد هم آمدند و با امضای معاهده‌ای، نخستین کنوانسیون بین‌المللی برای حفاظت از تالاب‌ها را پایه‌گذاری کردند. این توافق که بعدها به «کنوانسیون رامسر» شناخته شد، نام این شهر را به عنوان خاستگاه یکی از مهم‌ترین معاهدات محیط‌زیستی جهان در تقویم بین‌المللی ثبت کرد؛ معاهده‌ای که هر سال، روز جهانی تالاب‌ها یادآور اهمیت آن و چالش‌های پیش روی تالاب‌های جهان است.

از زمان امضای کنوانسیون رامسر در سال ۱۹۷۱ تاکنون، کشورهای عضو این معاهده بین‌المللی بیش از ۲۵۲۰ تالاب را در فهرست تالاب‌های با اهمیت بین‌المللی (Ramsar Sites) ثبت کرده‌اند.

این شبکه جهانی از تالاب‌ها که در قلمرو ۱۷۲ کشور عضو قرار دارد، تقریباً ۲.۵ میلیون کیلومتر مربع از زیست‌بوم‌های سراسر جهان را پوشش می‌دهد و محل زندگی گونه‌های گیاهی و جانوری ارزشمند، منبع تغذیه و توقفگاه پرندگان مهاجر و بخش مهمی از منابع آبی بسیاری از جوامع انسانی به شمار می‌آید.

نجات تالاب‌ها در گرو تبادل دانش جهانی و همکاری‌های مشترک بین‌المللی

کنوانسیون رامسر، درواقع دفتر مرکزی کنوانسیون رامسر که در گلند سوئیس مستقر است، امسال، یعنی برای سال ۲۰۲۶ این شعار را نظر گرفت: مردم از دوران پیشاتاریخ با تالاب‌ها همزیستی داشته‌اند؛ از خدمات سودمند آن‌ها بهره برده و در عین حال از پیامدهای ناخواسته جلوگیری کرده‌اند. با گذشت زمان، گنجینه‌ای ارزشمند از دانش سنتی شکل گرفته، منتقل شده و به‌تدریج تکامل یافته است.

روز جهانی تالاب‌ها ۲۰۲۶ تأکید می‌کند که دانش سنتی، خرد گذشته را به پاسداری و مدیریت امروز و آینده این اکوسیستم‌های حیاتی پیوند می‌دهد.

شعار روز جهانی تالاب‌ها ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که انسان‌ها در گذشته با تالاب‌ها زندگی می‌کردند، اما مدل استفاده آن‌ها مبتنی بر یک همزیستی پایدار بود که مانع تخریب این زیست‌بوم‌های ارزشمند می‌شد. خرد و تجربه سنتی مردم باعث شد همه ذینفعان از مزایای تالاب‌ها بهره ببرند و این عرصه‌ها تا امروز برقرار بمانند و با دنیای مدرن همگام شوند. اکنون همین دانش و تجربه کهن می‌تواند به‌عنوان نقشه راه برای آینده عمل کند و تضمین کند که استفاده از تالاب‌ها با توازن و پایداری و رعایت حقوق تالاب‌ها ادامه یابد.

با وجود اینکه کنوانسیون رامسر ۵۵ سال در ایران امضا شده و خاستگاه و ابتکارعمل پیرامون تدوین چنین سندی راهبردی از ایران آغاز شده، در سال‌های اخیر خشکسالی به ویژه کم‌توجهی‌ به حقوق تالاب‌ها باعث شده که این پهنه‌های ارزشمند با چالش‌های متعددی مواجه شوند. بطوریکه بخش زیادی از تالاب‌های ایران در سراسر کشور خشک شدند و تعداد زیادی از تالاب‌های مهم ما هم در معرض تهدید خشکسالی قرار دارند. برای نمونه تالاب میانکاله در سال‌های اخیر با چالش‌های متعددی از جمله تجاوز به عرصه‌های تالابی، آتش‌سوزی‌های عمدی و غیرعمدی، پس‌روی آب دریای خزر، رعایت نشدن حق‌آبه و در نتیجه خشکی مواجه شده است. طبق آمارها اکنون ۱۵ هکتار از این تالاب خشک شده است و این نگرانی وجود دارد که با پس‌روی آب دریای خزر این خشکیدگی‌ها افزایش یابد.

خشکی تالاب‌ها علاوه بر اینکه موجب از دست رفتن یکی از زیستگاه‌های مهم کره زمین به حساب می‌آید، پیامدهایی برای جامعه هم به همراه دارد، نمونه مشخص آن خشکیدن تالاب‌هایی که اکنون به منشا ریزگرد تبدیل شده‌اند. برای حفاظت از تالاب‌ها راهکارهای مختلفی از سوی کارشناسان ارایه می‌شود، که در سال‌های اخیر بارها در رسانه‌ها به آن اشاره شده است. به مناسبت روز جهانی تالاب‌ها بخشی ازچالش‌های مربوط به این عرصه‌ها را در گفت‌وگو با ایمان ابراهیمی برنده جایزه قهرمان جوان تالاب‌های جوان در سال ۲۰۲۵ بررسی کردیم که این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

نجات تالاب‌ها در گرو تبادل دانش جهانی و همکاری‌های مشترک بین‌المللی

آقای ابراهیمی به عنوان نخستین سوال می‌دانیم که حال تالاب‌های ایران خوب نیست؟ چرا کشوری که زمانی بنیانگذار حفاظت از تالاب‌ها بوده، اکنون تا این اندازه با چالش‌های متعدد برای حیات تالاب‌ها مواجه شده است؟ مثلا ما شاهد آن هستیم میانکاله که به بهشت پرندگان شناخته می‌شود در معرض تهدیدی تمام‌عیار قرار گرفته است؟

واقعیت این است که چالش‌های تالاب‌ها دیگر محدود به میانکاله یا یک نقطه خاص در کشور نیست. اما نکته مهم این است که مردم امروز، برخلاف یک دهه گذشته، با تالاب و اهمیت زیستی آن آشنا هستند. دیگر تالاب را «باتلاق» نمی‌نامند و به بی‌ارزش بودن آن فکر نمی‌کنند. آن‌ها می‌دانند تالاب چقدر در زندگی روزمره‌شان اهمیت دارد. در بسیاری موارد، مردم در درک اهمیت تالاب‌ها از دولت جلوتر هستند و این شکاف باید برطرف شود.

اما طی سال‌های اخیر آتش‌سوزی‌های پرتعدادی در میانکاله رخ داده که در عمده آنها عامل انسانی دخیل بوده است؟

بله، اغلب این آتش‌سوزی‌ها منشا انسانی دارند، اما نکته مهم این است که با مشارکت و تلاش انسانی این آتش‌ها خاموش می‌شوند. کمبود تجهیزات و امکانات وجود دارد، اما مشارکت مردم در نهایت مانع از گسترش حریق می‌شود. به همین دلیل می‌توان گفت مردم نسبت به دولت و مسئولان آگاه‌تر هستند و نقش فعالی در حفاظت از تالاب‌ها دارند.

وضعیت بحرانی میانکاله را چطور ارزیابی می‌کنید، راهکارهای برای برون‌رفت از وضعیت فعلی و تهدیدهای آن وجود دارد؟

بحران میانکاله نیازمند اقدامات کارشناسی و سیاست‌گذاری‌های بلندمدت است. به هر حال، وضعیت خزر هم مطلوب نیست و با پسروی دریای خزر، خطر از دست رفتن میانکاله وجود دارد؛ خطر اینکه تالاب به خاطره‌ای تاریخی بدل شود. برای حفظ این عرصه‌ها، نمی‌توان با اقدامات کوتاه‌مدت یا یک دفتر کوچک در یک سازمان مشکل را حل کرد. ما نیازمند استفاده از تجربه و تفکرات جدید بین‌المللی هستیم.

یعنی باید بپذیریم که تجربه و تخصص کافی نداریم و برای حفظ تالاب‌ها در ۳۰ تا ۴۰ سال آینده نیازمند برنامه‌ریزی جامع، استفاده از دانش بین‌المللی و مشارکت همه ذینفعان هستیم. تنها در این صورت است که تالاب‌ها می‌توانند همچنان زیستگاه ارزشمند گونه‌ها و منبع حیات برای مردم باقی بمانند.

نجات تالاب‌ها در گرو تبادل دانش جهانی و همکاری‌های مشترک بین‌المللی

شما به لزوم بهره‌گیری از دانش روز دنیا و کارشناسان برای یافتن راه‌حل در حفاظت از تالاب‌های ایران اشاره کردین، این درحالی است که مرکز منطقه‌ای کنوانسیون رامسر در مرکز و غرب اسیا، اتفاقا با ماموریت آموزشی پژوهشی در رامسر مستقر است، نقش این مرکز را چطور ارزیابی می‌کنید؟

مرکز منطقه‌ای کنوانسیون رامسر یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های موجود برای تولید دانش مرتبط با حفاظت از تالاب‌ها به حساب می‌آید. تبدیل شهر رامسر به هاب منطقه‌ای حفاظت از تالاب‌ها در مرکز و غرب آسیا ظرفیتی است که هم پشتوانه تاریخی دارد، هم اعتبار بین‌المللی و هم سرمایه اجتماعی کم‌نظیر.

با این حال، مهم‌ترین چالش امروز این مرکز نبود یک مدل پایدار تأمین مالی است. تأمین مالی فعلی وابسته به تغییر دولت‌ها، مدیران و رویکردهای مقطعی است و همین موضوع باعث می‌شود هرگونه حمایت مالی، موقت و شکننده باشد.

درحالیکه تامین منابع مالی برای این مرکز مترادف با بازگشتی—علمی، کارشناسی، اعتباری یا حتی اقتصادی است و به طور مستقیم بر حفاظت از تالاب‌ها با دانش و تجربه روز دنیا تاثیرگذار است.

چگونه می‌توان به حل مسئله تأمین مالی کمک کرد؟

یکی از روشن‌ترین دلایل وجودی مرکز منطقه‌ای این است که رامسر می‌تواند به جای دعوت پرهزینه کارشناسان از سراسر جهان، خود به مقصد دائمی آنان تبدیل شود. استان مازندران و ایران میزبان تالاب‌های بین‌المللی متعددی هستند و حفاظت از این تالاب‌ها بدون دسترسی مستمر به دانش جهانی ممکن نیست. دو راه وجود دارد: یا با هزینه‌های بالا کارشناسان خارجی را به‌صورت مقطعی دعوت کنیم، یا با هزینه کمتر و اثربخش‌تر، رامسر را به هاب منطقه‌ای حفاظت از تالاب‌ها تبدیل کنیم تا جریان دانش، تجربه و تخصص به‌طور طبیعی و مستمر وارد کشور شود. در حالت دوم، تأمین مالی نه‌تنها توجیه‌پذیر بلکه ضروری خواهد بود.

نجات تالاب‌ها در گرو تبادل دانش جهانی و همکاری‌های مشترک بین‌المللی

چه سازوکارهایی برای تأمین مالی پایدار مرکز منطقه‌ای وجود دارد؟

نخست، باید نگاه انحصاری به مدیریت مرکز کنار گذاشته شود. هیچ الزام قانونی در کنوانسیون رامسر وجود ندارد که سازمان حفاظت محیط‌زیست به‌تنهایی متولی اداره مرکز باشد. می‌توان شهرداری رامسر، استانداری مازندران و سایر نهادهای مرتبط را به‌عنوان اعضای حقوقی وارد ساختار مدیریت کرد.

دوم، مرکز باید واقعاً «منطقه‌ای» اداره شود؛ یعنی از کشورهای مرکز و غرب آسیا و حتی شهرهای تالابی جهان دعوت شود که در مدیریت، انتخاب مدیران، تأمین مالی و برنامه‌های علمی مرکز سهم داشته باشند. این مشارکت می‌تواند هم آورده مالی داشته باشد و هم آورده کارشناسی.

تجربه ۵۵ ساله کنوانسیون رامسر نشان می‌دهد حفاظت از تالاب‌ها بدون همکاری بین‌المللی، تبادل دانش و بهره‌گیری از مدل‌های موفق جهانی امکان‌پذیر نیست و ادامه این مسیر بحران تالاب‌ها را عمیق‌تر از ابعاد زیست‌محیطی به بحرانی اقتصادی، اجتماعی و امنیتی تبدیل خواهد شد.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 9 =

آخرین‌ها