به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ بابک شکورزاده، دانش آموخته حوزه علمیه قم نوشت: از نکات جالب توجه در اغتشاشات اخیر این بود که بخش قابل توجهی از اغتشاشگران را افراد زیر بیست سال تشکیل میدادند. همچنانکه در فتنه سال 1401 نیز تقریبا همین داستان تأسفبار حاکم بود. طبیعتا عمده این افراد در زمره تبهکاران حرفهای قرار نمیگیرند و صرفا تحت تأثیر فضای مجازی مسموم دچار هیجان میشوند و به فرموده رهبر انقلاب شیطنتهایی میکنند که نباید بکنند و پیاده نظام دشمن هستند.
به گفته پایگاه خبری صدای حوزه، 70 ٪ دستگیرشدگان در قم، دهه هشتادی و حتی در مواردی دهه نودی هستند. دو دختر دوقلو در قم دستگیر شدند که در خانه، بمب دستساز میساختند و متولد 1391 بودند. همچنین بخش زیادی از لیدرهای اغتشاش در قم که غالبا از اینستاگرام کارشان را پیش می بردند نیز نوجوانهای 16 و 17 ساله با چند ده هزار فالوور بودهاند! در یک مورد از دستگیریها در یکی از مناطق کم برخوردار قم، اکثریت آنها بچه دبیرستانی بودهاند. برخی از این نوجوانان خشن، هیچ اطلاعی از معارف دینی نداشتهاند و حتی نمیدانستهاند مذهبشان چیست و دارای خانوادههایی فاسد و اهل مشروبات الکلی و... بودهاند.
این آمار تأسفانگیز برای شهر قم است که مهد حوزه علمیه است، طلبههای زیادی در آنجا هستند و در مجموع جزو شهرهای مذهبی و انقلابی کشور به حساب میآید و به این عناوین شهرت دارد! وقتی قم با این اوصاف این اوضاع را داشته باشد، خدا میداند که حال و روز شهرهای دیگر چه وضعی خواهد داشت.
آنچه که در این حوادث اجتماعی نقش پررنگی دارد غرق شدن نوجوانان در فضای مجازی مسموم و رهایی است که گریبانگیر خیلیها شده و بمباران اطلاعات فیک را عائد مخاطبینش میکند. فضایی که در مسائل دینی و انقلاب اسلامی شبهافکنی میکند، رسما دعوت به اغتشاش میکند و جنایت و وحشیگری را آموزش میدهد.
از طرفی شاهد استقبال گسترده نوجوانان در مراسمی مثل اعتکاف هستیم و از طرف دیگر این مقدار جهالت و کمخردی را از عده دیگر میبینیم. عملکرد ضعیف آموزش و پرورش (اعم از نالایق بودن برخی معلمان و نقص محتوای کتب درسی) نقش مهمی در این ناهنجاری دارد. اینکه برخی از این نوجوانان، هیچ اطلاعی از معارف دینی ندارند و حتی نمیدانستهاند که مذهبشان چیست، فاجعهای است که اتهام اصلی را متوجه آموزش و پروش میکند. در این بین کمکاریهایی هم از سوی نهادهایی مثل حوزه علمیه نیزمشهود است که آنطور که شایسته بوده نتوانسته ارتباط لازم را با جوانان داشته باشد.
متأسفانه خیلی از مساجد به خانه سالمندان تبدیل شده و نوجوانان و جوانان نقش کمی در ترکیب جمعیتی این مکان مقدس و کلیدی دارند. اگر مسجد حقیقتا نقش کانون فرهنگی را ایفا کند و دارای امام جماعتی باشد که بتواند تعامل درستی با مردم، خصوصا نوجوانان و جوانان برقرار کند، خیلی از بحرانهای اجتماعی از بین میرود. خاستگاه خیلی از شهدا مسجد بوده و از این مکان مقدس بوده که در مسیر شهادت قرار گرفتهاند.
در اینجا از نقش مهم خانواده هم نمیتوان غافل شد؛ چرا که شاکله وجودی هر شخصی، قبل از اینکه متأثر از نهادهای اجتماعی و بیرونی باشد، عمدتا از نهاد خانواده شکل میگیرد. همانطور که مشکلات فرهنگی و اطلاعات بسیار ضعیف مذهبی نوجوانان، معلول ضعف نظام آموزشی است، به خانواده نوجوان و نوع اطلاعات و تعامل پدر و مادر او نیز مرتبط است و اتفاقا ارتباط مهمی هم دارد.